مدتی است بحث "تعیین حداقل دستمزد" و محاسبات "كارشناسان حكومتی"، از شورای عالی كار تا وزیر تعاون، كار و رفاه اجتماعی، رئیس اتاق بازرگانی، "فعالین كارگری" حكومت، خانه كارگر، مقامات دولتی، كارفرمایان و چند دوجین "كارشناس، متخصص واقتصاد دان" كرایه ای راه افتاده است و رسانه های حكومتی پر از پروپاگاند پوچ و ضد كارگری شده است. اوضاع چنان وخیم است كه همه این صف بلا استثنا، از فقر خانواده كارگر، از بالا رفتن هزینه های زندگی، پایین آمدن ارزش پول، بالا رفتن اجاره مسکن و دارو و دكتر و هزینه آب و برق و ... میگویند. همه بلااستثنا لباس كارگر دوستی پوشیده و دستمال بدست اشكهای نداشته خود را پاك میكنند و مدعی اند همراه دولت و حاكمیت در فكر "بهبود زندگی" طبقه كارگر در ایران اند.
پایان دوره یكه تازی امریكا و افول موقعیت آن به عنوان قدرت برتر جهان و تلاش برای حفظ این موقعیت در چند دهه اخیر، یكی از خونبارترین دوران تاریخ جوامع بشری را رقم زده است.
امروز عواقب جنگها و ویرانی هایی كه سیاست میلیتاریستی آمریكا، با همراهی متحدین غربی اش، برای حفظ این موقعیت و تقابلهای استراتژیك با چین و اقتصادهای بزرگ در قطب مقابل، دامن متحدین سنتی امریكا و اقتصادهای بزرگ اروپا از جمله آلمان را نیز گرفته است.
ترامپ برای بهبود این موقعیت سیاست كاهش هزینه های دولت امریكا را در کنار سیاست ״درون گرایی״ با شعار "اول امریكا" را در پیش گرفته است. وی در همین چند هفته شاخ و شانه های زیادی، نه فقط علیه دشمنان سنتی خود که علیه متحدین امروز خود در غرب، كشیده است كه بخش عمده آن با موقعیت امروز آمریكا تناسبی ندارد. تهدید ایران و اعلام اینكه یا باید بر اساس شرایط مد نظر وی به ״توافق״ برسند و یا اسرائیل به ایران حمله میكند، مستقل از ممکن بودن چنین سناریویی، به عكس العملهای مختلفی چه در ایران و چه در جهان دامن زده است.
مصاحبه كمونیست ماهانه با خالد حاج محمدی
كمونیست ماهانه: ۴۷ سال از انقلاب ۵۷ ایران، سرنگونی حكومت پهلوی و قدرت گیری جریان اسلامی میگذارد. مباحثات زیادی بر سر این انقلاب، زمینه های آن، چگونگی پیروزی جریان اسلامی و تاثیرات انقلاب ۵۷ و حتی درسهای آن و اوضاع و تحولات كنونی و تاثیرات آن تجربه به این اوضاع، در میان جنبشها و احزاب و شخصیتهای مختلف تا امروز هم ادامه دارد. هدف من اساسا پرداختن به اوضاع كنونی و انقلاب آتی در ایران از دل آن تحول بزرگ و تجربه تاریخی انقلاب ۵۷ برای كمونیستها و طبقه كارگر است. لذا ابتدا سوال این است ماهیت آن انقلاب چه بود؟ چرا طبقه كارگر و مردم و نیروهای چپ كه در آن تحول شركت داشتند، به اهداف خود نرسیدند و چگونه جمهوری اسلامی از درون آن انقلاب بیرون آمد؟
از حکمتیست میپرسند: حزب حکمتیست (خط رسمی) و فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان
خالد حاج محمدی، دبیر کمیته رهبری حزب
حکمتیست: اخیرا در اعتراض به احکام اعدام دو نفر از پنچ نفری که اخیرا به اعدام محکوم شده اند، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، فراخوان اعتصاب عمومی از طرف احزاب کردی در کردستان داده شد. این فراخوان با حمایت همه نیروهای چپ روبرو شد، حزب حکمتیست (خط رسمی) تنها حزب چپ در اپوزیسیون است که از این فراخوان حمایت نکرد. دلیل این عدم حمایت چیست؟
خالد حاج محمدی: حزب ما از این فراخوان حمایت نكرد و تا امروز له یا علیه آن چیزی نگفت. فكر میكنیم این فراخوان معین نه تنها جنبش علیه اعدام در ایران را تقویت نمیكند، بلكه به تضعیف و انشقاق در آن خدمت میكند. اینجا به دلایل این مسئله و چرایی نپیوستن حزب ما به فراخوان این جریانات میپردازم.
تحولات اخیر سوریه، بعد از سقوط دولت بشار اسد، به قدرت رسیدن گروههای اسلامی و تلاش دولتها و جریانات مختلف دخیل، جهت شكل دادن به دولت آتی و تامین سهم و جایگاه هر كدام، به كشمكشهای مختلف و مخربی در این جامعه دامن زده است. تخاصماتی كه مصائب آن دامن طبقه كارگر و اقشار محروم را میگیرد و دودش به چشم آنها میرود.
این پدیده در كنار گروهها اسلامی بقدرت رسیده متحد در "هیئت تحریر الشام"، با توجه به گذشته مخرب و ماهیت ارتجاعی آنها، نگرانی ها و سوالات جدی ای را در مورد سرنوشت و آینده مردم این كشور در مقابل جامعه قرار داده است. مردمی كه طی ۱۴سال گذشته، بر متن جنگ خونینی كه به نام دفاع از آنها راه انداختند، جز كشتار و ویرانی، خانه خرابی و آوارگی و فقر و انواع پاكسازی های قومی مذهبی، چیزی نصیب شان نشد.
صفحه8 از104