مصاحبه کمونیست با خالد حاج محمدی

 کمونیست: سند مبانی فعالیت حزبی و سازمانی ما در ایران که در کنگره هشتم حزب به تصویب رسید توسط شما معرفی شد. اولین سوالی که پیش می آید نیاز به چنین سندی است. آیا این سند جوابی به ناروشنی در سیاست سازمانی حزب حکمتیست (خط رسمی) است یا جواب به ناروشنی در صفوف حزب یا بیرون از حزب؟ سند جواب چه نیازی را میدهد؟ 

خالد حاج محمدی: سند در دنیای واقعی چکیده سیاستهای اعلام شده ما در جواب به نیازهای مبارزه کمونیستی در دوره حاضر است. آنچه در این سند معین تاکید شده است،

معرف: خالد حاج محمدی
قطعنامه بعدی مبانی حزبی و سازمانی ما در ایران است. در این زمینه به چند نکته اشاره میکنم. در مباحث تا کنونی کنگره از گزارش کمیته مرکزی تا قطعنامه اوضاع سیاسی، مستقل از اوضاع منطقه و تحولاتی که در خود جامعه ایران ایجاد شده به فاکتورهایی اشاره کرده ایم که یک پای آن موقعیت خود حزب حکمتیست در جامعه ایران در دوره اخیر است.
این دوره جدید از حزب حکمتیست طلب میکرد به سوالاتی جواب بدهد که طی چهار پنج سال اخیر این سوالات روی میزش نبود و اکنون هست. مسائل و مشکلاتی که شاید

مصاحبه کمونیست با خالد حاج محمدی

کمونیست: انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان به پایان رسید. یک مجلس و دولت بی اپوزیسیون و یکدست! اگر یادتان باشد قبل از انتخابات، دولت روحانی مرتب در مقام اپوزیسیون ظاهر میشد و الان که مجلس تماما به دست معتدلین و دولت اعتدال افتاده، عملا بهانه ای در کیسه شان باقی نمانده؛ از سوی دیگر، علیرغم تبلیغات رسانه های دست راستی و اپوزیسیون پرو رژیم، اما در دالانهای خود سران دولت، "گلایه" از درصد پایین شرکت کنندگان در این انتخابات به نسبت دوره های قبل بوده است. دلیل این وضعیت چیست و چه مولفه هایی در این دوره تغییر کرده است؟

مردم سوریه سومین سال جنگ داخلی را از سر گذراندند. جنگی که هنوز بر همه ابعاد زندگی آنها سایه انداخته است و چون کابوسی بر لحظه به لحظه زندگی میلیونها انسان حاکم است. امروز سوریه کشوری با بیش از بیست میلیون جمعیت٬ به ویرانه ای تبدیل شده است. اکثریت مردم آن آواره و بی پناه٬ از ترس جنگ و کشتار و انتقام جویی و جنایت و گرسنگی٬ خانه به دوش و در آرزوی لقمه نان و جای امنی برای خود و کوکانشان در کوه و بیابان و کوچه های مخروبه و خانه های ویران شده٬ و در مرز کشورهای مختلف، سرگردانند.

امروز با گذشت سه سال از جنایت و جنگ٬ آنچه برای مردم محروم این جامعه و برای چندین میلیون انسان کارکن آن باقی مانده است٬ علاوه بر از دست دادن خانه و کاشانه و کار و بخشی از افراد خانواده و نزدیکان خود٬ لگد مال شدن حرمت و کرامت انسانی آنها٬ استیصال و قناعت به هر جهنمی است. اگر نگاهی به آمارهای یونیسف٬ سازمان ملل و ... بیندازیم که تنها بیان گوشه ای از حقایق تلخی است که بر این مردم میگذرد٬ درخواهیم یافت که چه جهنمی را برای آنها ساخته اند.

مقدمه: آنچه میخوانید نکاتی در جواب و در حقیقت در یک جدل رفت و بر گشت با رفیقی است از ایران که با من داشته است. سوالات و نکات این رفیق زیر نام کارگر کمونیست طرح شده است.از آنجا که اینگونه مسائل٬ ملاحظات و نکات مختص به یک نفر نیست با توضیحاتی مفصلتر منتشر شده است. لازم به ذکر است نکات و ملاحضات و سوالات این رفیق برای تبدیل آن به یک متن رو به بیرون و به قصد جواب دادن به آنها کوتاه شده است.

کارگر کمونیست: چرا برای هر گونه خیزش اجتماعی نام انقلاب به او میدهید! مانند٬ انقلاب مصر٬ انقلاب تونس٬ انقلاب سوریه٬ انقلاب لیبی٬ اخیرا انقلاب اوکراین٬ انقلاب ٥٧ ایران٬ انقلاب نارنجی٬ پس فرق انقلاب کارگری با اینگونه انقلابات در چیست؟

خالد حاج محمدی: