انتخابات این دوره ریاست جمهوری علیرغم هیاهوی رسانه ها و تلاش دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی جمهوری اسلامی، علیرغم توصیه های "حكیمانه" خامنه ای در فراخوان به "خواص" برای دعوت از مردم برای مشاركت، علیرغم تلاش حامیان حكومت از همه جناح ها در داخل و خارج کشور، در پایین جامعه تقریبا نامربوط ترین پدیده به زندگی و مشغله های مردم است. نامربوط به این معنا كه هیچ بحثی از انتخابات بعنوان پدیده ای مهم در جامعه در جریان نیست. بالا مشغول صف آرایی جناح ها و تبلیغات برای جلب مشتری به بازار بی رونق انتخاباتی خود است و پائین مشغول صف‌آریی در مقابل کل حاکمیت و جدال بر سر رفاه و آزادی است. در میان صدها مسئله و معضل متعدد در میان طبقه كارگر و اقشار محروم، "انتخابات" ریاست جمهوری تقریبا خالی از وزن است.

مرگ رئیسی و همراهان او، از جانب جمهوری اسلامی به مناسبتی برای اجرای وسیعترین برنامه های مرثیه خوانی و پوشاندن جامه مرگ و مرده پرستی و عزا بر جامعه، فرصتی برای تحریكات عقب مانده مذهبی، فضای خلسه و شیون و زاری و "شهید و شهید پروری" تبدیل شد. تلاش كردند از رئیسی و همراهان او شخصیتهای "آسمانی، مقدس و بی عیب و نقص، عاشق محرومان و..." بسازند و آنها را به "عرش اعلا" ببرند. رئیس جمهور مملتی كه سالانه دهها میلیون انسان از هزاران مركز كارگری، در دانشگاه و مدرسه، بیمارستان و صف بازنشسته، از محلات تا میادین شهرها و ... در اشكال مختلف علیه فقر و بی حقوقی، استثمار و گرانی، زن ستیزی و كوك آزاری، استبداد و زندان و اعدام و جنایت، علیه دزدی و فساد و عیش و نوش حاكمین، اعتراض میكنند. روسای حاكم از خامنه ای و بیت او تا رئیس جمهور، رئیس مجلس و قوه قضائیه، و طیف وسیعی از روسای وزارت اطلاعات و زندان و آخوند و وزرا و كلای آنها، برای میلیونها انسان كاركن، در صف دشمنان قسم خورده آنها، در صف قاتلین و جنایتكاران، در صف كلاشان سیاسی و قصابان و روسای جوخه های اعدام و... قرار دارند. برای این صف قطعا رئیسی یكی از آنها و به عنوان قصاب دهه ۶۰ و یكی از مهره های اصلی حاكمیت تا امروز پرونده ای قطور از جنایت علیه طبقه كارگر و خدمت به طبقه سرمایه دار دارد.

كمونیست ماهانه: قطعنامه ״كمونیستها و تحولات انقلابی״ در ایران مصوبه كنگره ۱۱ حزب است كه به مسائل مختلفی، از توازن قوای كنونی و موقعیت جمهوری اسلامی تا صف بندی نیروهای سیاسی در ایران و موقعیت كمونیستها و آینده این تحولات و وظایفی كه بر دوش كمونیستها می افتد، پرداخته است. شما پیشنهاد دهنده این قطعنامه و معرف آن در کنگره بودید، به عنوان اولین سوال، توازن قوای كنونی میان جمهوری اسلامی و طبقه كارگر و مردم آزادیخواه را پس از جنبش اعتراضی ۱۴۰۱ تا امروز چگونه میبیند؟

(در حاشیه حمله اسرائیل به كنسولگری ایران)

روز دوشنبه ۱۳ فروردین دولت اسرائیل به كنسولگری ایران در دمشق پایتخت سوریه حمله كرد و در اثر آن ۷ نفر از مستشاران ایران و ۶ نفر سوریه ای كشته شدند. پس از این ماجرا جمهوری اسلامی اعلام كرد "كاردار سوئیس در غیاب سفیر، به عنوان حافظ منافع آمریكا در ایران" را احضار كرده است و "پیام مهمی به دولت آمریكا" به عنوان حامی اسرائیل ارسال كرده است. همزمان رسانه ها و مقامات رسمی جمهوری اسلامی اعلام كردند كه بعد از جلسه فوق العاده شورای عالی امنیت ملی این كشور، به شورای امنیت سازمان ملل نامه داده اند و خواهان اقدامات لازم این شورا علیه حمله اسرائیل شده اند. جمهوری اسلامی رسما اعلام كرده است كه حق خود را برای جواب به اقدام اسرائیل محفوظ میداند.

آمریكا "خواهان قطع فوری جنگ" در نوار غزه شده است! بر اساس اخبار خبرگزاری های مختلف، دولت آمركا پیش نویس قطعنامه ای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه كرده كه در آن خواستار " توقف فوری" جنگ در نوار غزه شده است. بدنبال این اقدام آنتونی بلینكن، وزیر خارجه آمریكا عازم خاورمیانه شده است. بلینكن در دیدار از عربستان سعودی به شبكه الحدث مدعی شده است: "ما در حقیقت قطعنامه ای ارائه كرده ایم كه در حال حاضر نزد شورای امنیت است و در آن درخواست توقف فوری جنگ و آزادی گروگان ها مطرح شده است."

شبكه های مختلف خبری به نقل از این قطعنامه نوشته اند كه در آن، از "نیاز فوری به افزایش ارسال كمكهای بشر دوستانه به غزه، برچیدن موانع ورود كمكها و باز كردن گذرگاه های ضروری" اشاره شده است. همزمان و طبق این طرح دولت بایدن نسبت به خطر قحطی و بیماری های همه گیر و فاجعه بار و گرسنگی در غزه ابراز "نگرانی عمیق" كرده است. به نقل از این طرح اشاره شده است كه واشنگتن نسبت به پیامدهای حمله زمینی به رفح ابراز نگرانی" كرده است و با آن مخالف است.