(جنگ، مردم کردستان و ائتلاف ناسیونالیستها)


جنگ و بمباران همه جانبه در ایران و منطقه ادامه دارد. ١٣ روز است مردم ایران زیر غرش هواپىماهاى جنگى و بمب و موشكهاى مهیب، در ترس و وحشت زندگی میکنند. عواقب این جنگ مستقل از هزینه های بزرگ انسانی، تأثیرات مخرب روحی و روانی و ویرانی هایی آن، مستقل از لطمات سنگین آن بر جنبش اعتراضی و آزادیخوهانه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و مستقل از عواقب سنگین اقتصادی آن برای مردم ایران، منطقه و جهان را با مخاطرات جدی روبرو کرده است. جنگ و میلیتاریسم عریان که سنتا سیاست دول غربی به رهبری آمریکا بوده است، امروز به شکل بسیار زمخت تر، عریان تر، بی پرده تر با عربده كشی های بی شرمانه ترامپها و نتانیاهو ها در میان كف زدن و كف چرانی های هواداران جنگ و حمله به ایران در اپوزیسیون بورژوایی آغاز شد و پیش میرود.


      توضیح كمونیست ماهانه: این مصاحبه را نشریه "نضال الشعب"(جبهه مردمی) از فلسطین با رفیق خالد حاج محمدی در نیمه اول ژانویه ۲۰۲۶ انجام داده است.  متن فارسی مصاحبه برای اطلاع خوانندگان نشریه كمونیست ماهانه، منتشر میشود.

 
پرسش اول: تحولات داخلی در ایران

در سایهٔ سرکوب خونینی که حاکمیت ایران با آن به اعتراضات مردمی اخیر پاسخ  داد، شما ماهیت مرحلهٔ کنونی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا با یک بحران ساختاریِ باز در حاکمیت روبه‌رو هستیم، یا صرفاً با موجی گذرا از سرکوب که نظام از طریق آن می‌کوشد سلطهٔ خود را با زور بازتولید کند؟

خالد حاج محمدی: بحران ساختاری جمهوری اسلامی بحرانی تاریخی و بنیادی است چیزی كه حتی در دوره حكومت پهلوی نیز معضل بورژوازی ایران بود. تلاش جمهوری اسلامی برای حل این بحران، یعنی  بازسازی زیر ساختهای مهم اقتصادی و فراهم كردن شرایط تولید ارزان در ایران است كه بتواند در بازار جهانی رقابت كند،  جز با جذب سرمایه های بزرگ امپریالیستی  ممكن نیست. جذب سرمایه های بزرگ هم در گرو امنیت سرمایه است كه در خاورمیانه بدلایل زیادی از جمله حل نشدن معضل فلسطین و بعلاوه روبنای مذهبی و اسلام سیاسی حكومت ایران و نا امنی منطقه به سادگی قابل حل نیست. عروج چین بعنوان یک قدرت اقتصادی و شكست قطب غرب به رهبری آمریكا و تحولات بزرگی كه در جریان است، عواقب و تاثیرات آن  و تنگناها و امكاناتی كه برای حكومت ایران فراهم میكند،‌ قطعا به بحث مفصل تری نیاز دارد که در این مصاحبه نمی توان به آن پرداخت. 

چندین ماه از طرح ״صلح״ ترامپ و شروع مذاکرات و توافقات میان اسرائیل و حماس و اعلام آتش بس در غزه میگذرد. صلح و آتش بسی که برای مردم غزه به عنوان امکانی برای نجات از بمباران، کشتار و ترور و مرگ هر روزه خود و کودکانشان نگاه میشد. اما واقعیت این است که صلحی برقرار نشده است، طرف اصلی این ماجرا که اسرائیل، عامل اصلی کشتار و جنایات در فلسطین، است حتی یک روز هم از جنایت خود علیه مردم فلسطین باز نایستاده است. تا امروز دولت فاشیست اسرائیل حتی یک ساعت هم به  این ״آتش بس״  پایبند نبوده و به هیچ مرجعی هم جوابگو نیست.

در تمام این مدت ما نه تنها شاهد عدم پایبندی اسرائیل، حتی به یک بند از توافقات میان خود و حماس، بودیم نه تنها شاهد حملات روزانه اسرائیل به نوار غزه و شهرهای رفح و خان یونس و ... بودیم، نه تنها شاهد اعمال تروریستی و تیراندازی هر روزه به مردم محروم فلسطین حتی در مناطقی از غزه هستیم که ارتش اسرائیل در آن مستقر است، که شاهد تلاش اسرائیل برای اجرای برنامه های درازمدت خود برای اشغال بقیه سرزمین های فلسطین در کرانه باختری زیر پرچم ״صلح״ هستیم، سیاستی که علیرغم دو سال جنگ و کشتار و نسل کشی نتوانست تمام به اجرا در آورد.

اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به یكی از خونین ترین اتفاقات چند دهه گذاشته در ایران تبدیل شد. مردمی كه از سر نفرت به حق از جمهوری اسلامی علیه فقر مطلق و عاملین آن به امید پایان كار به خیابانها آمدند، توسط جمهوری اسلامی وحشیانه سلاخی شدند.

پس از گذشت نزدیک به یکماه از این جنایت، پس از بیرون آمدن مردم از شوک و سوگ، امروز انسانها برمیگردند و به وقایع اخیر نگاه میكنند و از خود میپرسند چرا چنین شد؟ چگونه حكومت جمهوری اسلامی جرات كرد چنین همه جانبه كشتار كند و توحش خود را با نشان دان اجساد تلنبار شده قربانیان، به نمایش بگذارد؟ چرا این بار جامعه در شوكی بزرگ و احساس بی قدرتی در مقابل حاکمیت فرو رفت و راه عقب زدن این فضا بر مردم ایران چیست؟

مردم سوریه بعد از بیش از یك دهه بمباران و جنگ، كشتار چند صدهزار نفر از مردم محروم، آوارگی چند میلیون انسان، ویرانی كامل مملكت در جنگی كه دول غربی به نام آزادی آنها به این جامعه تحمیل كردند و پس از گذشت یك سال از قدرت گیری جریان جنایکار اسلامی به رهبری جولانی، هنوز یك روز هم روی خوش زندگی به خود ندیده اند.

دول غربی و دولتهایی دخیل در تحولات سوریه، سالها پیش از حمله به سوریه، تلاش همه جانبه ای كردند كه با تحریكات قومی و مذهبی و سرمایه گذاری بر انشقاقهای كور، این جامعه را به میدان جنگ با میدانداری صدها باند و جریان گانگستری كه بعدا  در "ارتش آزاد سوریه" سازمان یافت،‌ تبدیل كنند. جولانی، که تا یکسال در لیست تروریستهای تحت تعقییب غرب قرار داشت، پس از تاجگذاری بعنوان ״ناجی مردم سوریه״ توسط غرب و در راس آن دولت امریكا و پیوستن به کلوپ رهبران "دمكرات" از نوع غربی و خوش خیم،‌ در تلاش است بعنوان ״رهبر منتخب״ مردم سوریه اهداف گذشته خود در جبهه النصر را اینبار در قالبی جدید، در ركاب دولت تركیه و شركای غربی خود و در راس آنها دولت ترامپ، به مردم سوریه حقنه كند. جریانی كه از بانیان اصلی ادامه دشمنی های كور قومی و مذهبی است، در توافق با دولتهای ارتجاعی منطقه و امریکا، آینده مردم سوریه را در پرده ای از ابهام  قرار داده است.