هشتاد و یكمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد كه از ٨ سپتامبر افتتاح شد، در روز سه شنبه ٢٢ سپتامبر با شروع مناظره های عمومی و سخنرانی سران كشورها مختلف در مقر این سازمان در نیویورك وارد مباحثات اساسی خود شد. سران تعداد قابل توجهی از كشورها از جمله امریكا، اسرائیل، ایران، تركیه، قطر، روسیه، چین، برزیل، فرانسه، انگلستان، آرژانتین و دهها كشور دیگر سخنرانی كرده اند. آنچه قابل توجه است سخنرانی ترامپ  و حضور و سخنرانی همتای اسرائیلی او نتانیاهو جنایتكار در این مجمع و اظهار نظرات جنجالی هر دو  چه در مورد ایران و جنگی كه  به مردم ایران تحمیل كردند و چه در مورد فلسطین و نسلی كشی كه مرتكب شدند است. همزمان انعكاس سخنرانی و تهدیدات ترامپ و كف چرانی های قصاب غزه  و سخنرانی پزشكیان و جواب مقامات جمهوری اسلامی و تأثیرات مخرب آن بر فضای سیاسی قابل توجه است.

مصاحبه نشریه نینا با خالد حاج محمدی

جمیل نظرگاهی: همزمان با سیرتحولات در جهان و كشمكشهای همه جانبه میان قدرتهای اصلی، خاورمیانه نیز دستخوش تغییراتی شده است. بعد از تضعیف موقعیت امریكا در منطقه، تلاشهایی میان دولتهای بزرگ برای بهبود موقعیت خود و به این اعتبار كشمكشهایی در این چند سال كم و بیش در جریان بود. اما و خصوصاً بعد از حمله امریكا و اسرائیل به ایران، صف بندی های سیاسی در ایران و منطقه تماما تغییر كرده اند. موقعیت احزاب ناسیونالیست كرد در ایران و منطقه تماما  دچار دگرگونی شده است. پ ك ك خود را منحل و پروسه خلع سلاح در جریان است و اوجلان برای تسریع این پروسه میكوشد. نیروهای دمكراتیك سوریه منحل و در حال ادغام در دولت سوریه هستند. موقعیت دولت اقلیم كردستان نیز تحت تأثیر تحولات منطقه ای و جهانی قرار گرفته است و امریكا نه تنها پایگاه خود در اربیل را تخلیه كه به‌علاوه پایان تعهدات خود در كمك مالی به نیروهای مسلح اقلیم را اعلام كرده است. نیروهای ناسیونالیست كرد  در ایران تماماً قطب نمای خود را از دست داده و دچار یأس و ناامیدی شده اند. حزب دمكرات بار دیگر پرچم مذاكره و تلاش برای توافق با جمهوری اسلامی را بر داشته است. این اوضاع موجی از سؤال، نگرانی و ترس، یاس و  ناامیدی و تا ابهامات بزرگ و فضایی به‌شدت پر تنش و غیر سیاسی را در میان آنها راه انداخته است. به همین دلیل و با این مقدمه تصمیم گرفتیم سؤالاتی را در خصوص این تغییر و تحولات با خالد حاج محمدی در میان بگذاریم.

از حمله اسرائیل به ایران در ١٣ ژوئن ٢٠٢٥ (٢٣ خرداد ١٤٠٤) كه به جنگ ١٢ روزه شهرت یافت تاکنون بیش از یکسال و یكماه میگذرد، جنگی كه شروع یك دوره خونین و پر مخاطره در كل خاورمیانه بود.  با حمله دوم و مشترك اسرائیل و امریكا به ایران در ٢٨ فوریه ٢٠٢٦ (٩ اسفند ١٤٠٤) و تحمیل جنگی ٤٠ روزه، معادلات در سطح منطقه دگرگون شد. حملات متقابل طرفین  به كشمكش نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی همه جانبه دامن زد كه هنوز ادامه دارد.

جنگ و كشتار و جنایت اسرائیل علیه مردم درفلسطین علیرغم توافقات تا كنونی میان اسرائیل و حماس و اجرای مرحله اول از طرح ٢٠ ماده ای و ٣ مرحله ای ترامپ، ادامه دارد. طرح ترامپ در حقیقت تلاشی بود برای نجات اسرائیل و شركایش از بن بستی كه علیرغم نسل كشی همه جانبه از مردم فلسطین، در آن گیر كرده بودند. اجرای این طرح همانطور که پیش بینی میشد، پس از آزادی اسرای اسرائیلی با كار شكنی های رسمی دولت اسرائیل مختل شد. شرط جدید نتانیاهو برای خروج از نوار غزه خلع سلاح کامل حماس است.

جنگ و فضای جنگی تا كنون بزرگترین لطمه را به طبقه كارگر چه در ایران و چه منطقه و فراتر از آن در جهان زده است. این جنگ كه دو دولت جنایتكار امریكا و اسرائیل، هر یک از سر نیازهای خود وارد آن شدند،  طبقه كارگر و مردم محروم در ایران و منطقه را وارد دوره ای سیاه و ترسناك كرده است.  

شكست امریكا-اسراییل در اهداف اعلام شده خود در جنگ، زیانهای سیاسی و مالی تا كنون جنگ برای این دو دولت، منزوی شدن بیش از پیش دولت اسرائیل و باخت بزرگ او از هر زاویه ای، شرایط بسیار نامطلوبی را برای هر دو هیئت حاكم ایجاد كرده است. امروز برای دولت ترامپ بیرون آمدن فوری از این باتلاق یك ضرورت فوری است  و میكوشد عقب نشینی خود را آبرومند انجام دهد و از لطمات سیاسی شكست بكاهد. اما پایان آبرومند جنگ با گذشت زمان هر روز دور از دسترس تر میشود و همین واقعیت دوره ای پر از ابهام را برای دولت امریكا و همزمان جمهوری اسلامی و پر از مشقات را برای طبقه كارگر و اقشار محروم مردم ایران به ارمغان آورده است.