اعتراض مردم محروم در فرانسه چیزی که به جنبش "جلیقه زردها" مشهور است، سراسر این کشور را با بحرانی همه جانبه مواجه کرده است. تحرکی که حدود یک ماه پیش در اعتراض به افزایش مالیات سوخت شروع شد، امروز نه تنها دامنه آن بسیار وسیع شده که بعلاوه مطالبات آنها از اعتراض به گرانی و فقر و بالا بودن قیمت مایحتاج عمومی و مالیاتها تا زیر سوال بردن کل سیستم حاکم به عنوان "دمکراسی اقلیت" کشیده شده. اکنون حکومت ماکرون از جانب معترضین و اکثریت بزرگی از کارگران و اقشار محروم جامعه فراسنه، بدرست بعنوان حکومت پولدارها اسم برده میشود.

مصاحبه‌ی رادیو نینا با خالد حاج محمدی

 هیمن خاکی: کارگران هفت تپه جنگیدند و تلاش کردند که به خواست‌ها و مطالباتشان برسند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. مسئله‌ی هفت تپه از یک ماه پیش برای جامعه‌ی ایران توده‌ای شده‌است. اما کارگران هفت تپه چندین سال است که با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ چه در دورانی که شرکت دولتی بود و چه در دورانی که شرکت به بخش خصوصی واگذار شد. چند بار اعتصاب و اعتراض کردند، اما این بار موج عظیمی شکل گرفت. اخبار اعتراض و اعتصاب و خواست و مطالبات کارگران دهان به دهان چرخید و موجی از پشتیبانی‌ها شکل گرفت؛ از دانشگاه تا معلمان، کشاورزان، و مهم‌تر از همه، لایه‌های متفاوت طبقه‌ی کارگر. با شعارهایی همچون "ما فرزندان کارگرانیم" تا فریاد رسای "کارگر زندانی آزاد باید گردد"؛ همه و همه بخش‌هایی از اعتصاب هفت تپه هستند. اما با این وجود...

کارگران هفت تپه در دوره تاریخی پر مشقتي با تمام توان علیه بی حقوقی خود به میدان آمده اند. صدای کارگران هفت تپه در کنار و همراه با اعتصاب بزرگ کارگران فولاد توانست همه موانع سانسور و دیوار استبداد جمهوری اسلامی را فرو ريزد و جامعه را با هفت تپه و فولاد به هم وصل کرد.

در تمام این دوره همه سران و روسای ریز و درشت جمهوری اسلامی، همراه با مراکز پلیسی و امنیتی، به تکاپو افتادند. هر روز در قامتي ظاهر شدند تا کارگران هفت تپه و فولاد را به زانو در آورند. تا امروز هفته تپه ای و کارگر فولاد متحد و در کنار هم برای حقوق خود در میان هاله ای بزرگ به قامت ایران و صفی از آزادیخوهان در جهان استقامت و ايستادگي کرده اند و همه تلاشها را جهت سرکوب، خفه کردن صدای نمایندگانشان، ایجاد انشقاق و چند دستگی در میان خود و همه شایعات و پرونده سازی های مهندسی شده علیه نمایندگان و سخنگویان خود را افشا و خنثی کرده اند.

مدتی است به بهانه ضرورت تشکیل "مجمع عمومی" کارگران شرکت واحد، تلاشی نفاق افکنانه راه افتاده است و رهبری موجود سندیکای شرکت واحد عملا دور زده شده است. بهانه این است که رهبری قانونی و موجود کنونی بدلیل عدم تشکیل مجمع عمومی در فاصله ای طولانی، دیگر مشروعیت ندارد و آنها در تلاش اند مستقل از این رهبری تکلیف سندیکا و رهبری آن را روشن کنند. برای تامین این هدف روز سه شنبه ٢٢ آبان قرار برگزاری "مجمع عمومی" را به نام کارگران واحد صادر کرده اند. این تلاش که از جانب کارفرما و خانه کارگر و شوراهای اسلامی حمایت میشود، نه برای اتحاد کارگران واحد، نه با هدف برگزاری مجمع عمومی و دخالت کارگران و یا تعیین تکلیف رهبری کنونی، بلکه تلاشی آشکار و برنامه ریزی شده علیه اتحاد کنونی و اقدامی علیه سندیکای شرکت واحد، فعالین آن و همه کارگران این مرکز است.

 مدتی از اعتصاب عمومی کردستان در اعتراض به اعدام سه فعال سیاسی و همزمان موشک باران اردوگاههای حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران گذشته است. نیروهای فراخوان دهنده آن اعتصاب هر یک به صورتی تلاش کردند از آن تحرک در خدمت تقویت موقعیت خود استفاده کنند و لااقل وانمود کردند که این اعتصاب به نفع آنها تمام شده است. در این ماجرا و در میان طیف چپ، زمانی که موجی از انتقاد و نارضایتی از هماهنگی و همکاری "چپ" با ناسیونالیستهای کرد و تقویت آنان در این ماجرا به راه افتاد، هر یک تلاش کرد انتقاد و اعتراض در صفوف خود و بیرون را به اشکال مختلف توجیه و به نیروی بغل دستی و رفتار و برخورد غیر دوستانه دیگری پاس دهد.

همزمان در این میدان جریاناتی تلاش کردند و میکنند به جای جواب دادن به منتقدین و تناقضات سیاست خود، با حملات بعضا هیستریک و تحریک علیه منتقدین و بویژه ما، با دامن زدن به فضای غیر سیاسی و انگشت گذاشتن برتعصبات فرقه ای وعرق سازمانی، خود را از این تند پیچ عبور دهند. تلاش میشود از این فرصت برای بدست آورد دل متحدین جدید خود استفاده کنند. به همین دلیل و علیرغم اینکه فضای آندوره فرونشسته است، علیرغم بحثهای قبلی حزب و رفقای رهبری حزب ما در خصوص این ماجرا، بار دیگر به اعتصاب عمومی و خصوصا به کجراه رفتن جریانات موسوم به چپ در این ماجرا و به حقایق پشت این مواضع و همزمان به پاره ای از ادعاهای بی پایه علیه حزب ما می پردازم.