(در حاشیه ائتلاف ده جریان در اپوزیسیون)

 از مدتی پیش تلاشی برای تشکیل یک ائتلاف میان احزاب و گروههای مختلف قومی و ناسیونالیستی شروع شده و سرانجام در تاریخ چهارم اسفند ١٣٩٧ ) ٢٣ فوریه ٢٠١٩ ( طی نشستی در آلمان این توافق حاصل و طی بیانیه ای ائتلاف این جریانات زیر نام "همبستگی برای آزادی و برابری در ايران" رسما اعلام شد. اسامی امضا کنندگان این توافق عبارتند از: اتحاد دمکراتیک آذربایجان – بیرلیک، جنبش جمهوریخوهان دموکرات و لائیک ایران، حزب تضامن دمکراتیک اهواز، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکرات کردستان، حزب کومه‌له کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، شورای موقت سوسیالیست‌های چپ ایران و کومه‌له زحمتکشان کردستان.

محور اصلی این ائتلاف توافق بر سرسرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک سیستم حکومتی فدرال بر اساس هویتهای قومی و ملی در ایران است. در بیانیه اعلام موجودیت این ائتلاف آمده است:

 سال نو در شرایطی آغاز میشود که اسماعیل بخشی چهره خوشنام جنبش کارگری ایران و نماینده کارگران هفت تپه، به جرم عدالتخواهی در زندان است. سپیده قلیان دختر جوانی که در قلب میلیونها انسان جایی گرفته است، به جرم حمایت از هفت تپه ای ها هنوز زندان است. ساناز الهیاری، امیر حسین محمدی فرد و امیر امیر قلی، اعضا تحریریه نشریه گام به جرم انتشار اخبار مبارزات کارگران هفت تپه و فولاد، هنوز در زندانند. بعلاوه دهها و صدها نفر از کارگران و فعالین آنها، معلمین، دانشجویان، زنان، فعالین محیط زیست، فعالین اجتماعی در عرصه های مختلف، به جرم مخالفت با بردگی و اعتراض به بی حقوقی زندانند. این عزیزان اسرای ما مردمی هستند که برای رفاه و آزادی و برای تامین یک زندگی انسانی هر روز از گوشه ای صدایمان را یکی کرده و خواست آزادی اسرای خود را بانگ میزنیم.

مقدمه: اخیرا و بدنبال سخنرانی حمید تقوایی لیدر حزب کمونیست کارگری در کانادا در ٩ فوریه ٢٠١٩، تحت عنوان "ایران به کجا میرود" و مصاحبه ای با مصطفی صابر رئیس دفتر سیاسی این حزب در برنامه تلویزیونی "نگاه به چپ" این جریان تحت عنوان "پمپئو و دیدار با اپوزیسیون ایرانی" و سرانجام نوشته ای از حمید تقوایی در جواب به سیاوش دانشور با تیتر "در پاسخ به یک هیاهو"، مباحثاتی را در امتداد خط و جهت و سیاست تا کنونی حزبشان طرح کرده اند که نگاه به آن خالی از لطف نیست. بعلاوه حمید تقوایی به این بهانه مشتی ادعاهی بی پایه علیه ما و در دفاع از سیاستهای راست جریان خود زیر پوشش دفاع از انقلاب و انقلابیگری را به میدان کشیده است. اینجا به نکاتی از مباحثات آنها، از انقلاب و انقلابیگری راست این جریان، تا سناریوی سیاه و نقش نیروهای سیاسی در پوزیسیون و اپوزیسیون در آن و ابداعات جدیدشان و همزمان رابطه با آمریکا و توجیهات سطحی و مورد نیاز آنها خواهم پرداخت.

این روزها و به بهانه گذشت چهل سال از انقلاب ٥٧ ایران همه جریانات و احزاب و شخصیتها از راست تا چپ در مورد آن انقلاب به سخن آمده اند. هر کس بر اساس منافع جنبش خود له و علیه آن انقلاب سخن میگوید و تلاش میکند به بهانه آن اتفاق تاریخی امیال و آرزوهای امروز خود را به جامعه عرضه کند. در این میدان سه جنبش بطور برجسته و روشن قابل رویت هستند و بقیه با هر فاصله ای در حواشی این سه جنبش خودنمایی میکنند. این سه جریان یکی حاکمیت و روسای جمهوری اسلامی، دیگری راست پرو غرب ایران و سرانجام کمونیستها هستند. در این نوشته اساسا به پیام رضا پهلوی به مردم ایران در مناسبت گذشت چهل سال از انقلاب ٥٧ و رویای براندازی "هوشمندانه" او خواهم پرداخت. اینجا نشان خواهم داد که رضا پهلوی و جنبش ملی اسلامی ایران و جمهوری اسلامی به عنوان هسته اصلی و متمرکز آن چگونه هر دو در یک صف علیه مردمی که به امید رفاه و آزادی به میدان آمدند و انقلاب ٥٧ را ممکن کردند ایستاده اند.

با گذشت چهل سال از انقلاب ٥٧، جامعه ایران آبستن تحولاتی بزرگ و به مراتب عمیق تر از تحولات آن دوره و انقلاب ٥٧ است. امروز شبح یک انقلاب دیگر بر فراز آسمان ایران در گشت و گذار است.

جمهوری اسلامی در نتیجه به شکست کشاندن انقلاب ٥٧ و عقب راندن مردمی سر کار آمد که به امید رفاه و آزادی کمر به نابودی حکومت پهلوی بستند و انقلاب ٥٧ را ممکن کردند. قدرت گیری جمهوری اسلامی به کمک دولتهای غربی و میدیای آنها و در دل یک نسل کشی کامل از انقلابیون ٥٧ ممکن شد و در این پروسه موقعیت خود را تحکیم کرد. امروز و بعد از چهل سال از آن تحول، "پیروزمندان" آن دوره، خود با سوالات و چالشهای به مراتب بزرگتر، عمیق تر و زیروروکننده تر از حاکمیت پهلوی روبرو هستند.

طبقه کارگر و بورژوازی ایران هر دو در این چهل سال تحولات بزرگی را از سر گذرانده اند، هر دو تجربه کسب کرده اند، بالغ تر و خودآگاه تراند و هر دو توهماتشان نسب به هم ریخته است. طول و عرض و موقعیت امروز هر دو در هر قیاسی با سال ٥٧ مطلقا قابل مقایسه نیست. بعلاوه خود انقلاب ٥٧ و ...