با گذشت چهل سال از انقلاب ٥٧، جامعه ایران آبستن تحولاتی بزرگ و به مراتب عمیق تر از تحولات آن دوره و انقلاب ٥٧ است. امروز شبح یک انقلاب دیگر بر فراز آسمان ایران در گشت و گذار است.

جمهوری اسلامی در نتیجه به شکست کشاندن انقلاب ٥٧ و عقب راندن مردمی سر کار آمد که به امید رفاه و آزادی کمر به نابودی حکومت پهلوی بستند و انقلاب ٥٧ را ممکن کردند. قدرت گیری جمهوری اسلامی به کمک دولتهای غربی و میدیای آنها و در دل یک نسل کشی کامل از انقلابیون ٥٧ ممکن شد و در این پروسه موقعیت خود را تحکیم کرد. امروز و بعد از چهل سال از آن تحول، "پیروزمندان" آن دوره، خود با سوالات و چالشهای به مراتب بزرگتر، عمیق تر و زیروروکننده تر از حاکمیت پهلوی روبرو هستند.

طبقه کارگر و بورژوازی ایران هر دو در این چهل سال تحولات بزرگی را از سر گذرانده اند، هر دو تجربه کسب کرده اند، بالغ تر و خودآگاه تراند و هر دو توهماتشان نسب به هم ریخته است. طول و عرض و موقعیت امروز هر دو در هر قیاسی با سال ٥٧ مطلقا قابل مقایسه نیست. بعلاوه خود انقلاب ٥٧ و ...

 

مقدمه: کتابی که در دست دارید علاوه بر جمع آوری بخش مهمی از اخبار و اتفاقات و نوشته هایی از سندیکای کارگران هفت تپه و کارگران گروه ملی فولاد و سیر مبارزه این دومرکز به عنوان روزشمار مبارزات هفت تپه و فولاد از زبان خودشان، گوشه ای از حمایتهای کارگران، بخشهای مختلف جامعه ایران از دانشجو و معلم تا مردم آزادیخواه و... و همزمان بخشی از حمایتهای بین المللی از کارگران فولاد و هفت تپه و مبارزات عدالتخواهانه آنها است. در این کتاب همچنین مطالب و اعلامیه های حزب حکمتیست(خط رسمی) و رفقایی که در این زمینه اظهار نظر کرده اند آمده است. نوشته "طبقه کارگر از دریچه فولاد و هفت تپه" به عنوان مقدمه ای بر این مجموعه در حقیقت نگاهی به جایگاه این اعتراضات و نقش آن در دوره ای معین است که این دو اعتصاب در آن اتفاق افتاده است.

امیدواریم رهبران و فعالین و سخنگویان کارگران هفت تپه و فولاد، کسانی که در دل بیش از یکماه جدال و در اعتراضی وسیع و متحد علیه استثمار و بردگی و در جنگی بسیار نابرابر و همه جانبه با دولت و کارفرما و همه عوامل آنها، تلاش کردند هم طبقه ای های خود را سربلند و پیروزمند از همه تند پیچها عبور دهند، بتوانند تجربیات این دوره و تجارب خود و ارزیابی از این تحرکات را در اختیار طبقه کارگر و جنبش برابری طلبانه قرار دهند.

 سهند حسینی: اخیراً طرح ترور تعدادی از رفقای وقت حزب حکمتیست (٢٠٠٥ - ٢٠٠٤) از سوی سازمان زحمتکشان – مهتدی – در یک ویدئوی زنده‌ی (لایو) فیسبوکیِ توسط شورش خراسانه از کادرهای قبلی زحمتکشان افشا شده است. طرح ترور تعدادی از رفقای ما در آن دوران، از جمله "رحمان حسین زاده" "،محمد راستی" ،"صالح سرداری" و چند نفر دیگر که رفقا به آن‌ها اشاره خواهند کرد. به دنبال افشای این طرح ترور موجی از نفرت از سازمان زحمتکشان، به ویژه عبدالله مهتدی، جامعه‌ی سیاسی و احزاب سیاسی را فرا گرفته‌است. تعدادی از احزاب بیانیه صادر کرده و این اقدام را محکوم کرده‌اند. تعدادی از شخصیت‌های سیاسی در این باره صحبت کرده‌اند. تعدادی از افراد کادر رهبری سابق سازمان زحمتکشان نیز درباره‌ی این اقدام سخنانی ایراد کرده‌اند و به نوعی خودشان را تبرئه کرده‌اند. به دنبال این احزاب حزب کمونیست ایران، حزب حکمتیست (خط رسمی) و تعدادی از احزاب دیگر هم این اقدام را محکوم کردند. برای روشن شدن مسئله به سراغ رفقا خالد حاج محمدی از کمیته‌ی رهبری حزب حکمتیست (خط رسمی) و محمد راستی عضو کمیته‌ی مرکزی حزب می رویم تا برای روشن‌تر شدن مسئله با آنها گفتگویی داشته باشیم.

 موجی از افشاگری در مورد برنامه های رهبری "سازمان زحمتکشان" و شخص عبدالله مهتدی، جهت ترور و حذف فیزیکی مخالفین سیاسی این جریان راه افتاده است. تعدادی از فعالین و مسئولین وقت این جریان به عنوان شاهدان عینی و شخصیتهای حقیقی و حقوقی، چند مورد از نقشه ترور این جریان علیه اعضای رهبری وقت حزب ما را علنی کرده و همچنین طرح حمله به اردوگاه کومه له و اصرار مهتدی بر ضرورت تسویه حساب نهایی با کومله را یک بار دیگر تائید و نقاب از چهره مهتدی و جریانش برداشته اند. همزمان با این اتفاق و افشاگریهای دیگر از اقدامات تروریستی جریان مهتدی، موجی از اعتراض علیه این جریان راه افتاده است. حزب ما  و تعدادی از احزاب و جریانات سیاسی و بسیاری از شخصیتهای مختلف، سیاست تروریستی این جریان را محکوم کرده اند.

اين روزها همه کارگر دوست شده اند، حتی آنهایی که بخش اعظم وظیفه شان تلاش برای شکست اعتراضات کارگران فولاد و هفت تپه و به زانو درآوردن آنها بود. از جمله این خادمین سرمایه و حکومتش، خانه کارگر و روسای آن از علیرضا محجوب تا سهیلا جلودارزاده است که در طول این دوره این وظیفه "شریف" را بعهده داشتند تا با پرچم "کارگر دوستی"، مانند موریانه به جان کارگران اعتصابی بیفتند و با اره کردن زیر پای رهبران و فعالین اصلی آنها ، کل کارگران این دو مرکز را به زانو در آورند.

علیرضا محجوب در قامت نماینده و رئیس فراکسیون کارگری مجلس، فرموده اند که "دستگیری کارگران گروه ملی فولاد قانونی نیست و از مجلس درخواست مداخله برای آزادی آنها کرده است .!!!"