خیزش دی ماه ٩٦ نقطه عطفی در جنبش آزادیخواهی مردم ایران است. جنبشی که همه جناح های بورژوازی ایران را نشانه گرفته و جنبشی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی اکنون بطور مطلق  فاقد حرمت و مشروعیت و لم دادن به توهم توده های گرسنه و انتظار آن ها برای بهبودی در زندگی خود توسط بالایی هاست.

 همه جناح های بورژوازی ایران در حاکمیت و در اپوزیسیون پیام این جنبش را شنیده و در تکاپوی پاسخی به آن با هدف حفظ نظام سرمایه داری و دولت جمهوری اسلامی اند.

 "رفراندم"، "آشتی ملی"، "صلح جناح ها با هم" و...، منشور سازش با جمهوری اسلامی و آلترناتیو بورژوایی برای عبور از این بحران و دور زدن حکم مردم به سرنگونی رژیم به قدرت خود و از پائین است. اما این راه حل ها اگر جمهوری اسلامی را نجات ندهد، که نمی دهد، سناریویی برای بدترین نوع خشونت و نگاه داشتن اسلام سیاسی و جریانات قومی و مذهبی در صحنه و گسیختگی کامل زندگی مدنی و بانی سیه روزی مردم و تباهی  جامعه است.

به اعضا و فعالین حزب

رفقای عزیز!

انتخابات نمایندگان کنگره پایان یافته است و پروسه سیاسی کنگره عملا شروع شده است.

در این پروسه تلاش و کار نمایندگان حزب برای آماده کردن خود، مباحث و مسائلی که فکر میکنند لازم است کنگره به آن بپردازد، قرار و قطعنامه هایی که لازم میدانند به تصویب کنگره برسد، در دستور قرار میگیرد.

رفقا!

کنگره نهم حزب در دوره سیاسی حساسی برگزار میشود و همین دوره وظایف جدی ای در دستور همه ما و بویژه کنگره و حزب ما قرار میدهد. دخالت فعال کل نمایندگان و همه حکمتیستها در پروسه سیاسی کنگره گامی جدی

به اعضا و فعالین حزب حکمتیست(خط رسمی)


رفقای عزیز!

مطلع هستيد که کنگره نهم حزب به عنوان عاليترين مجمع حزبي در نيمه دوم آوريل برگزار ميشود. اکنون دو سال از کنگره قبلي حزب ميگذرد و در اين دو سال تحولاتي جدي هم در سطح جهان و منطقه و هم در ايران اتفاق افتاده است. در اين دوسال حزب حکمتيست تلاش کرد در کل اين تحولات نماينده افق جنبش سوسياليستي و انقلاب کارگري باشد و در همه مقاطع مهم اين دوره سياست و تاکتيکهاي خود را در جهت تقويت موقعيت کمونيستها در جامعه ايران و ايجاد آمادگي براي انقلاب سوسياليستي اتخاذ کرد.

گفتگوی سایت پیشوند با خالد حاج محمدی

بعد از اعتراضات اخیر دی‌ماه در ایران، بخش عمده تحلیلگران سیاسی عدم آلترناتیو و عدم رهبری در این اعتراضات را یکی از نقاط ضعف آن خواندند. با توجه به اینکه انقلاب ١٣٥٧به عنوان یکی از نزدیک‌ترین تجربه جامعه ایران که به سرنگونی رژیم سلطنتی منجر شد و امروز نیز افق سرنگونی جمهوری اسلامی به مسئله اصلی جامعه ایران تبدیل شده است! بررسی تجربه انقلاب ١٣٥٧ می‌تواند برای نسل جوانی که بعد از این انقلاب و در جمهوری اسلامی به دنیا آمده‌اند درس‌ها و تجربه‌های گران‌بهایی به همراه داشته است.
پیشوند: از نظر شما زمینه و ریشه انقلاب ۵۷ چه بود و این انقلاب چه خصلتی داشت؟ انقلابی ضد امپریالیستی، یا اسلامی، استقلال طلبانه، برای عدالت اجتماعی و آزادی و .... بود؟

  اعتراضات این دوره مردم زحمتکش در ایران، چیزی که به نام "شورش گرسنگان" مشهور شد، کل فضای سیاست ایران را دگر گون کرد. خیزش مردم زحمتکش اعلام پایان یک دوره و شروع دوره جدیدی از مبارزات آزادیخواهانه در ایران است و توازن قوای جدیدی را عملا به بورژوازی ایران و جمهوری اسلامی تحمیل کرد. این دوره جدید، هم برای طبقه حاکم و دولت و سخنگویان مختلف آن، هم برای کل اپوزیسیون جمهوری اسلامی، هم برای مردم ایران و خصوصا طبقه کارگر و کل استثمارشدگان و برای ما کمونیستها وظایف و پراتیک جدیدی را میطلبد. در این نوشته تلاش میکنم به این تحولات و تاثیران آن، به دوره جدید و خصوصیات آن، مصافهایی که در مقابل ماست، و موقعیت کنونی اپوزیسیون جمهوری اسلامی و جایگاه کمونیستها، به چگونگی تضمین پیروزی خیزش عدالتخواهانه محرومان و سیر آتی تحولات و به نقش و جایگاه کمونیستها در این دوره بپردازم.