مقدمه: پس از تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، دولت ترامپ ناوگان های عظیم جنگی، سیستم های ضد موشکی "پایتریوت" و بعلاوه بمب افکن های "بی- ٥٢ " را در منطقه خلیج فارس مستقر کرده است. در همین مدت دولت ترامپ اعلام کرد برای کنترل ایران در عراق ماندگار و مستقر خواهند شد. این اقدامات همراه با شاخ و شانه کشیدن ترامپ و روسای مختلف این کشور، زورگویی نه تنها به ایران بلکه به همه دولتهای جهان و اعلام اینکه همه کشورها باید هر نوع معامله تجاری با ایران را قطع کنند و همزمان پروپاگاند جنگی این مدت، فضای خاورمیانه را ملتهب و مردم ایران و منطقه را در هراس و نگرانی جدی فرو برده است. این اوضاع مستقل از عوارض مخرب آن بر مردم ایران، در میان اپوزیسیون راست و چپ جمهوری اسلامی هم صف بندی ایجاد کرده است. در این نوشته ضمن پرداختن به این ماجرا و اهداف دولت ترامپ، عوارض لشکر کشی و مخاطرات آن برای مردم در ایران و منطقه، صف بندی اپوزیسیون جمهوری و اتخاذ یک سیاست اصولی خواهم پرداخت.

 

 معضل سیل ویرانگری که بخش بزرگی از جامعه ایران را زیر آب برد و هنوز همه ادامه دارد، رنگ خود را بر کل سیمای سیاسی ایران زده است. در کل این مدت ترس و نگرانی  از سیل و ویرانی های آن و هزاران صحنه دردناک از آوارگی و بی خانمانی دهها میلیون انسان که خانه و کاشانه شان در گل نشسته است و تلاش برای نجات خود از جانب مردمی که هستی و نیستی خود را بر باد داده، قلب اکثریت بزرگی از جامعه هشتاد میلیونی ایران را بدرد آورده است.

در دل این فاجعه عظیم انسانی ما شاهد تلاش صمیمانه میلیونها انسان شرافتمند برای کمک به سیل زدگان در اشکال بسیار متنوع بوده ایم. هاله ای از انسان دوستی و تلاش برای تقسیم سفر خالی خود با مردم سیل زده، تشکیل انواع نهادهای کمک رسانی، رفتن هزاران نفر به محل برای کمک و نجات کسانی که گیر افتاده اند، پرداخت حقوق ماهانه خود به سیل زده گان از جانب کارگران درچندین مرکز کارگری، کارگرانی که خود نه تنها زیر خط فقر زندگی میکنند و بلکه حقووق ماهیانه خود را به زور از چنگ سرمایه داران و نمایندگان حاکمشان در می آوردند، همگی صحنه ای شیرین و عظیم از همبستگی و انسان دوستی را شکل داده اند که هیچ زمانی نه برای سیل زدگان و نه برای کل مردم ایران فراموش شدنی نسیت.

بدنبال تحریمهای جدید اقتصادی آمریکا علیه ایران و سرانجام قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی خارجی و تهدیدهای آنها علیه بانکها و شرکتهایی که با سپاه پاسداران معامله تجاری دارند و متعاقبا تلاش برای محدود کردن بیشتر فروش نفت ایران و پایان معافیت شش ماهه ٨ کشور برای خرید نفت از ایران و عدم تمدید آن، کشمکش و تخاصمات وارد دور جدیدی شده است. این حقیقت همزمان با افزایش نگرانی هایی جدی از سرانجام این تخاصمات و فشار تحریمها در میان مردم، تلاش برای تحریکات نظامی از جانب دولتهای هم پیمان آمریکا از جمله عربستان و اسرائیل را دامن زده و نور امیدی در دل اپوزیسیون راست و پرو ناتو ایجاد کرده است.

 

روز ١١ اسفند ١٣٩٧ برابر با ٥ مارس ٢٠١٩ در نتیجه هفده همین نشست مشترک ٣٣ حزب و گروه و جریان مختلف ناسیونالیست و اسلامی "کرد" از سوریه، ترکیه تا عراق و ایران در دفتر کنگره ملی کرد (متعلق به پ ک ک) در بروکسل، قطعنامه ای زیر عنوان "قطعنامه‌ی پایانی ۱۷مین گردهمایی کمیته‌ی دیپلماسی مشترک احزاب و سازمانهای کردستانی" منتشر شده است که زیر آن امضای کومله (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) هم درج شده است. این ماجرا اعتراضاتی را نسبت به حضور کومه له در این نشست و امضای او زیر قطعنامه به همراه داشته است.

کومه له طی اطلاعیه ای به امضای دبیر خانه این جریان در جواب به اعتراض کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری، در مورد این ماجرا چنین میگوید:

(در حاشیه ائتلاف ده جریان در اپوزیسیون)

 از مدتی پیش تلاشی برای تشکیل یک ائتلاف میان احزاب و گروههای مختلف قومی و ناسیونالیستی شروع شده و سرانجام در تاریخ چهارم اسفند ١٣٩٧ ) ٢٣ فوریه ٢٠١٩ ( طی نشستی در آلمان این توافق حاصل و طی بیانیه ای ائتلاف این جریانات زیر نام "همبستگی برای آزادی و برابری در ايران" رسما اعلام شد. اسامی امضا کنندگان این توافق عبارتند از: اتحاد دمکراتیک آذربایجان – بیرلیک، جنبش جمهوریخوهان دموکرات و لائیک ایران، حزب تضامن دمکراتیک اهواز، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکرات کردستان، حزب کومه‌له کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، شورای موقت سوسیالیست‌های چپ ایران و کومه‌له زحمتکشان کردستان.

محور اصلی این ائتلاف توافق بر سرسرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک سیستم حکومتی فدرال بر اساس هویتهای قومی و ملی در ایران است. در بیانیه اعلام موجودیت این ائتلاف آمده است: