اراده متحد پتروشیمی های تبریز به بار نشست و اعتصاب ١٨٠٠ کارگر پیمانی این مجتمع روز سه شنبه ١٨ اسفند بعد از ١١ روز با موفقیت پایان یافت. مطالبات کارگران عبارت بود از حذف پیمانکار٬ انعقاد قرار داد مستقیم کارگران با این واحد٬ و افزایش حقوق و مزایای کارگران پیمانی در سطح کارگران رسمی. در این یازده روز کشمکشی جدی میان کارگران با مدیریت پتروشیمی در جریان بود. مدیریت ابتدا تلاش کرد با تهدید کارگران را وادار به اتمام اعتصاب کند. تلاش کرد با وعده های توخالی مثل سابق کارگران را دست خالی سر کار برگرداند. تلاش مذبوحانه اش برای اجیر کردن

بالاخره کومه له به حرف آمد! طلسم سکوت مرگبار کومه له٬ بر کشتار کارگر و زن و جوان و مردم به تنگ آمده از فقر و بیکاری و اختناق حکومت خودمختار کردستان عراق٬ شکسته شد. دوستان کومه له در جواب منتقدین و معترضین به سکوت کومه له گوشزد کرده اند که عضو کمیته مرکزی آنها از تلویزیونشان در این مورد اظهار نظر کرده است. نگاهی کوتاه به این اظهار نظر نشان میدهد که انتظار همان بود که میرفت٬ در بر همان پاشنه میچرخد٬ نباید دل بورژوا و فرمانده و مسئول و گمارده ای در دولت ناسیونالیسم کرد از کومه له برنجد. در عین حال "بره های" میدان "آزادی سرا" هم

در حاشیه کمپین وزارت اطلاعات و روزنامه کیهان .  وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اینبار رسما در شماره های ٣٠ بهمن و ٢١ اسفند ١٣٨٩ روزنامه کیهان ارگان رسمی جمهوری اسلامی با امضای "حسین حسینی" به "بررسی" سیر رشد گروهای چپ مارکسیستی در دانشگاهها پرداخته است و ظاهرا قرار است در شماره های آتی این روزنامه ادامه یابد.
اینکه سه سال پس از سرکوب وحشیانه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دوباره وزارت اطلاعات و ارگان آن به یاد "بررسی" و "افشاگری" علیه چپ و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و حزب حکمتیست می افتد بی دلیل نیست. وزارت اطلاعات و سران جمهوری اسلامی و روزنامه کیهان

خبرگزاری ایلنا به نقل از رضا رخشان از فعالین کارگری هفت تپه اعلام کرد که "هیأت حل اختلاف اداره شوش در تازه‌ترین احکام خود اخراج فریدون نیکو‌فرد، جلیل احمدی، قربان‌علیپور و محمد حیدری‌مهر را تایید کرد".
از سال ١٣٨٣ تا کنون حدود ٥ هزار کارگر در هفت تپه اخراج شده اند. از ٥ هزار کارگر باقیمانده نزدیک به ٤ هزار نفر کارگر فصلی هستند و حربه اخراج همیشه بالای سر آنان بوده است. کارگران هفت تپه برای مقابله با اخراج و بیکارسازی و برای دفاع از زندگی و حرمت و کرامت خود٬ سندیکای

سوانح در محیط کار بلای جان کارگران ایران است. مراکز کار به قتلگاه طبقه کارگر بدل شده است. هیچ آمار دقیقی از تعداد کارگرانی که روزانه در مراکز مختلف٬ بدلیل سوانح کار جان میدهند و کسانی که برای همیشه فلج میشوند، در دست نیست. مقامات رسمی صحبت از ٢٥ تا ٣٠ هزار سانحه در سال و بیش از ده هزار قربانی میکنند. میگویند تکنیک و صنعت رشد سعودی دارد٬ اما سهم کارگر از آن افزایش ٢٠ درصدی سوانح کار در سال است. مراکز صنعتی و بخش ساختمانی بالاترین رقم را در مرگ و میر و نقص عضو به خود اختصاص داده اند. مقامات رسمی میگویند ۳۵ درصد