مرگ ٢٩ معدنچی نیوزیلند که از جمعه ١٩ نوامبر در عمق زمین گرفتار شدند٬ با انفجار دوم در روز چهارشنبه ٢٤ نوامبر قطعی شد. هراس خانواده کارگران قربانی پس از یک هفته انتظار و امید به حق به بغض و خشم تبدیل شد. این فاجعه طعم شیرین نجات ٣٣ معدنچی شیلیایی را از بین برد و این حقیقت را لخت و عریان در مقابل بشریت قرار داد که نجات ٣٣ کارگر شیلیائی در دنیای سیاه سرمایه استثناء است و مرگ این ٢٩ کارگر قاعده! قاعده است زیرا روزانه به کرات از این اتفاقات به انحاء مخلتف می افتد و حتی خبر آن پخش نمیشود. مرگ کارگر معدنچی در اعماق زمین بخشی از

ویکیلیس با افشای هزاران سند محرمانه از دیپلماسی مخفی و قرارها و برنامه های پشت پرده دولتهای مرتجع٬ با رو کردن دویست و پنجاه هزار سند از مکاتبات محرمانه وزارت خارجه و دفاع آمریکا٬ چشم بشریت متمدن را بر روی حقایقی باز کرد که چهره کریه و ضد انسانی دولتهای مرتجع و در راس آنها دولت آمریکا٬ ماهیت جنگها و بند و بستهای آنها با دول دیگر٬ و عمق جنایات و توحش ماشین کشتار آنها در عراق و افغانستان و کل خاورمیانه را به نمایش گذاشت.
محکوم کردن این نهاد از جانب خانم کلینتون به بهانه به "خطر" افتادن جان ماموران آنها٬ عکس العمل احمدی نژاد و "پوچ" خواندن اسناد افشا شده٬

اطلاعیه حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست
صبح امروز چهارشنبه ٢٤ آذر مردم چابهار شاهد جنایتی هولناک توسط باندهای تروریسم اسلامی علیه مردم بیگناه این شهر بودند. در این عملیات جنایتکارانه که در نزدیک یکی از مساجد این شهر٬ در میدان فرمانداری رخ داد٬ ٣٨ نفر کشته و ٥٥ نفر زخمی شده اند.
طبق اطلاعات منتشره جریان کثیف و باند سیاهی اسلامی- قومی جندالله مسئولیت این جنایت را به عهده گرفته است. این جنایت باید مورد نفرت عمیق عموم قرار گیرد و محکوم شود. باند اسلامی- قومی جندالله با این جنایت هولناک٬ اوج توحش و ظرفیت آدم کشی و باندسیاهی خود را برای

صفوف حزب مشروطه دچار اغتشاش است و در چند ماه گذشته دامنه آن ابعاد وسیعی گرفته است. اختلاف در صفوف این جریان حول دفاع رضا پهلوی از فدرالیسم به عنوان "یک راه حل"، و اظهارات او در کنفرانس های متعدد، مبنی بر اینکه "بر شمردن ایرانیان در زمره یک ملت یک پارچه اشتباهی ژرف است"، خود را نشان میدهد. در این زمینه جدل قلمی تندی در صفوف ناسیونالیسم ایرانی و خصوصا در حزب مشروطه در جریان است که در راس آن داریوش همایون و تعدادی از ناسیونالیستهای دو آتشه ایرانی قرار دارند.
این اختلافات تا جائی پیش رفته است که سران حزب مشروطه قید دفاع از رژیم سلطنتی را، که رضا پهلوی سنبل آن بود، را زده اند. اکنون با حاشیه

طرح "هدفمند کردن یارانه ها"، بر داشتن سوبسیدهای دولتی بعنوان عامل کنترل کننده در تعیین بهای کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و رها کردن مهار آن تماما در دست مکانیسم های بازار، اقتصاد ایران را وارد فاز جدیدی کرده است. فازی که اگر به سرانجام برسد، در آن دولت نقش بسیار محدودی در کنترل سیر حرکت و سمت و سوی سرمایه خواهد داشت . فازی که در آن دولت بخشی مهمی از نقش تنظیم کنندگی خود در اقتصاد جامعه را به مکانیسم بازار واگذار میکند، و تماما در خدمت بورژوازی و تسهیل کننده حرکت آزادنه آن خواهد شد. فازی که در آن بهای کالاهای اساسی مورد نیاز مردم در اولین وهله، حداقل حدود چهار برابر افزایش خواهد یافت و این افزایش قیمت شامل تمام کالاهای اساسی، نان، آب، سوخت و ... خواهد شد. نام این تغییر سیاست اقتصادی را "رفرم" گذاشته اند. رفرمی که در راستای باز کردن راههای بیشتری بر