آنچه مد نظر این نوشته است٬ اساسا موقعیت ناسیونالیسم کرد در دل بحران خاورمیانه و صف بندیهای دول مرتجع منطقه است. هدف از این نوشته نشان دادن این حقیقت است٬ که ناسیونالیسم کرد از ستمگری ملی و شکافی که بدلیل توحش و سرکوب مردم کرد زبان توسط دولتهای مرکزی اعمال شده است٬ سواستفاده میکند. آنها با دامن زدن به نفاق ملی به چشم کارگر کرد زبان خاک میپاشند و با پرچم "ملت کرد" منافع مادی و زمینی بورژوازی کرد برای گرفتن سهمی از ثروت و شراکت در قدرت حاکمه را دنبال میکنند. احزاب ناسیونالیسم کرد رفع ستم گری ملی را در دستور ندارند٬ به آن آویزان میشوند تا با فریب مردم کرد زبان و بردوش آنها دولتهای مرکزی را وادار به پذیرش و شراکت

بختیار پیر خضری:"فردا دیر است٬ امروز باید کاری کرد"٬ تیتر اطلاعیه حزب حکمتیست است در مورد حمله یگانهای ویژه به تجمع اعتراضی کارگران ذوب آهن اردبیل در ٣١ خرداد .
اولین سوال این است که ماجرا چیست؟ هر روز اعتراض کارگری و هر روز عدم پرداخت دستمزد کارگران٬ اخراج و بیکارسازی٬ دستگیری و تعرض به کارگران٬ این در شرایطی است که کل دولت و مجلس از وضع اقتصاد و پیشرفتهای دولت و افزایش دارایی و سود دهی راضی هستند٬ نه تنها این بلکه کارفرمایان خارجی را هم دعوت به سرمایه گذاری در ایران میکنند؟ این چه پدیده ای است؟ آیا کار نیست؟ آیا سرمایه نیست؟ آیا دولت پولی ندارد؟

محمود صالحی که به ناراحتی شدید کلیوی دچار است، بعد ٣٢ روز و دوبار دیالیز بدلیل ممانعت از دسترسی به داروهایش، شنبه نهم خرداد برابر با ٣٠ مه ٢٠١٥ از زندان آزاد شد.
وي همراه با دهها فعال کارگری از تهران و سنندج تا مهاباد و ... قبل از اول مه و به عنوان اقدامی پیشگیرانه جهت ممانعت از هر تجمع کارگری دستگیر شدند و هنوز هم تعدادی از آنها در زندان اند.
این در شرایطی است که جناب محجوب و همپالگی هایش در خانه کارگر، به نام روز کارگر به کمک همان کسانی که چنین بلایی را سر محمود صالحی آورده اند، با امکانات فراوان،

هیچ جنبش سیاسی در طول تاریخ معاصر به اندازه جنبش ناسیونالیسم کرد٬ توسط احزاب و سازمانهای این جنبش به بی آیندگی محکوم و به سرگردانی کشیده نشده است و بر اساس تحولات سیاسی روز دچار چرخشهای بزرگ سیاسی نشده است. تاریخ چند دهه گذشته ناسیونالیسم کرد و احزاب سیاسی آن بیان معلق زدنهای احزاب و سازمانهای این جنبش٬ زیگزاگها و تناقضات عظیم و بزرگ هر روزه بر اساس تحولات سیاسی منطقه و صف بندی دولتها مرتجع بوده است. احزاب این جنبش درست مثل پاندولی میان دولتهای مرتجع عمل کرده٬ هر روز به یکی آویزان شده و هر روز تابعی از سیاست یکی از دول منطقه بوده اند. تقریبا تنها جنبش سیاسی دوره معاصر است که رهبری آن

بختیار پیرخضری: اعتصاب کارگران نورد صفا در ساوه، اعتراضات کارگران لوله سازی خوزستان و قطار شهری اهواز موضوع برنامه امشب ماست. به همین منظور گفتگویی با خالد حاج محمدی خواهیم داشت و این موضوعات را با ایشان در میان میگذاریم.
بیست و نه روز از اعتصاب کارگران نورد صفا در ساوه می گذرد. خواست کارگران پرداخت چهار ماه حقوق معوقه، پرداخت حق بیمه و سایر مزایا است. دیروز دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت مذاکرات کارگران با نمایندگان کارفرما و رؤسای محلی جمهوی اسلامی به نتیجه نرسیده بود. علاوه بر این کارگران لوله سازی خوزستان در اعتراض به عدم