چند ماه گذشته شاهد اوج گیری تحریکات و پروپاگاند جنگی میان آمریکا و ایران بودیم. ترور قاسم سلیمانی و همراهان او در دیماه ٩٨ بدستور ترامپ و تهدید های ایران برای جوابگویی به اقدام امریکا، نگرانی از خطر وقوع جنگهای موضعی و ریسک اینکه در چنین شرایطی کنترل آن از دست طرفین خارج و به جنگی تمام عیار کشیده شود، بر فضای منطقه حاکم شد. این اوضاع با موشک باران پایگاه آمریکایی توسط ایران و از قرار معلوم در توافقی پشت پرده با مقامات امریکایی، ترس از وقوع جنگی ناخواسته را حاشیه ای کرد. از آن زمان تا کنون کشمکش‌های دیپلماسی و پروپاگاند جنگی و تحریکات نظامی گاه و بیگاه در میان این دو کشور، همچنان ادامه داشته است. کرونا و تبدیل آن به تهدیدی جدی علیه بشریت، فشار به آمریکا برای لغو تحریمهای اقتصادی علیه ایران از جانب بعضی کشورها از جمله چین و روسیه را بالا برد.

مقدمه : ویروس کرونا در چند ماه حضور خود چهره جهان را دگرگون کرده است. عروج این ویروس مرگبار و ناتوانی بشریت در مقابل آن از طرفی و ناآمادگی حاکمان و ناکارآمدی سیستم موجود در مقابله با آن و حفاظت از جان مردم جهان، بحرانی عظیم و سوالات بزرگی را در مقابل بشریت قرار داده است. امروز کل جهان درگیر واقعه ای است که هیچ کس بدرستی نمیداند پایان آن و ابعاد واقعی تلفات و دامنه و گستردگی تاثیران آن بر جهان تا کجا است. هدف این نوشته نگاهی به این اوضاع و تحولات بر متن جهان کرونایی است.

شیوع ویروس کرونا و وضع وخیم مردم ایران، بار دیگر مسئله تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران و جایگاه نفس تحریم اقتصادی یک مملکت و عوارض زیانبار آن بر زندگی مردم را زنده کرده است. در این زمینه تا کنون از جانب برخی از دولتها، از امریکا درخواست شده ، با توجه به شیوع کرونا به تحریم اقتصادی ایران پایان دهد.

در این میان علاوه بر جمهوری اسلامی جریانات و گروههای مختلف به حرف آمده اند و هر کدام از زاویه منافع جنبشهای سیاسی متعلق به خود، له و علیه تحریم سخن گفته اند. جمهوری اسلامی و بورژوازی حاکم بر ایران و مدافعان نظام که طبیعتا مخالف تحریم اقتصادی حکومتشان هستند، مثل همیشه تلاش میکنند بار تحریم اقتصادی را بر دوش طبقه کارگر و مردم محروم بیندازند. تلاش میکنند بی حقوقی، فقر و گرانی، عدم تلاش برای تامین امکانات اولیه جهت مقابله با کرونا و نجات جان انسانها و در یک کلام بی مسئولیتی حاکمیت در قبال زندگی اکثریت مردم را با این استدلال که "تحریم هستیم" توجیه کنند.

یازده سال پیش و بدنبال اعتراضات وسیع توده ای در مصر و تونس علیه استبداد و برای آزادی و رفاه، در بسیاری از کشورهای دنیای عرب، مردم محروم دست به تحرکات اعتراضی زدند. از ژانویه ٢٠١١ دامنه اعتراضات به سوریه و لیبی نیز کشیده شد. اعتراضات عدالتخواهانه، بخش زیادی از کشورهای عربی را در بر گرفت چیزی که در دنیا بهارعربی نام گرفت. بشریت در این دوره شاهد یک بیداری عمومی در دنیای عرب علیه فقر و بی عدالتی و استبداد و بی حقوقی بود. این بیداری و تحرک وسيع اعتراضی مورد حمایت مردم آزادیخواه در سراسر جهان قرار گرفت. در کشورهای مختلف جهان تجمعات بزرگ و کوچک در حمایت از مردم مصر و تونس و... شکل گرفت و امیدواری بزرگی در جهان برای ایجاد تحولات عمیق در خاورمیانه ایجاد شد. در مصر و تونس علیرغم اینکه اعتراضات مردم به امیال خود نرسید، اما به سقوط دولتهای وقت انجامید.

مصاحبه کمونیست با خالد حاج محمدی

کمونیست: شما در دو شماره (١٩٠ و ١٩٢) کمونیست در مورد تشکل سراسری کارگری اظهار نظر کرده و علاوه بر مسائل مختلف در مورد تشکل یابی کارگری، مبارزات جاری کارگری، همزمان در نقد سایر گرایشات نوشته اید. الگوی اثباتی شما در مورد تشکل کارگری چی است؟

خالد حاج محمدی: الگوی ما برای تشکل یابی کارگری جنبش شورایی بر پایه مجامع عمومی کارگری به عنوان شکل پایه و نطفه اولیه جنبش شورایی است.

اینکه ما بر جنبش مجامع عمومی و سازمان دادن آن تاکید داریم و فکر میکنیم جنبش شورایی جواب مناسب به تشکل یابی کارگری است، از استراتژیی نشات میگیرد که ما به عنوان کمونیستهای این طبقه برای آینده جامعه در دستور داریم و برای تحقق آن مبارزه میکنیم. میخواهم بگویم که جواب به امر تشکل یابی از این در نمی آید که گویا عده ای از سر خوش فکری جوابی بهتر بدست میدهند و عده ای نمیدهند. تاریخ مبارزه طبقاتی در جوامع بورژوایی دورانهای مختلف و فراز و نشیبهای زیادی بخود دیده است و در تمام طول این تاریخ مبارزه طبقه کارگر در اشکلال مختلف برای بهود زندگی خود در جریان بوده است. این مبارزه