مقدمه: پرداختن به اوضاع سیاسی ایران و سیر تحولات این جامعه، یکی از مسائل مورد توجه همه نیروهای دخیل در سیاست ایران و بعلاوه خود حاکمیت و بخشا دولتها و محافل فکری و سیاسی در دنیای ما است. نگاه به این مهم میتواند از زوایای مختلفی انجام بگیرد و مباحث مهمی را شامل میشود که هر کدام میتوانند سر فصل بحث مستقلی باشند. پرداختن به سیر تحولات سیاسی در جامعه ایران برای ما به عنوان جریانی کمونیستی، از زوایه شناخت دقیق روندهای در جریان، شناخت دقیق موقعیت کنونی طبقه حاکم، افق و پروژه های سیاسی و اقتصادی آنها، موانع و مشکلات آنها، رابطه حاکمیت با پایین جامعه، موقعیت جنبشهای اصلی سیاسی و نیروهای اپوزیسیون، موقعیت جنبش کارگری و کمونیستی و سرانجام باز کردن راه پیشروی جنبش ما و نقش و جایگاه حزب ما در دل این اوضاع است. سوال به سادگی این است که کمونیستها و طبقه کارگر در ایران میخواهند سیر این اوضاع را به کجا و کدام سمت ببرند و برای این منظور چه موانعی در پیش است و چکار باید کرد.

ما حقیقت گویان تاریخ و مفسرین وفادار به حقایق تاریخی نیستیم، بلکه شخصیتها و نیروهای دخیل در این تاریخ هستیم و میخواهیم سیر تحولات را به جهتی ببریم که خود میخواهیم. از این زاویه و با این هدف به سرنخها و مولفه های اصلی این اوضاع در شرایط کنونی و جایگاهی که کمونیسم دوره ما میتواند ایفا کند، موانع و مشکلات ما در این مسیر و امکاناتی که جنبش ما دارد، خواهیم پرداخت.

گفتگوی رادیو نینا با خالد حاج محمدی

وریا نقشبندی: چند روز گذشته دور دیگری از اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به دستگیری و بازداشت چهار نفر از نمایندگان کارگران هفت تپه شروع شده و تا امروز که در پنجمین روز اعتصاب به سر می برند ادامه داشته است. خالد حاج محمدی از رهبری حزب حکمتیست (خط رسمی) را به این برنامه دعوت کرده‌ایم و این مسئله را از زبان ایشان بررسی و ارزیابی می کنیم.

وریا نقشبندی: همانطور که در جریان هستید و در مقدمه هم کوتاه به آن اشاره کردم، چهار نفر از نمایندگان کارگران هفت تپه دستگیر شده‌اند. طبق قرارهای قبلی که دولت به کارگران هفت تپه داده بود و در پی اعتصاباتی که کارگران هفت تپه انجام داده بودند، خواسته‌شان این بود که بخش خصوصی از بین برود و به خواسته ها و مطالبات‌شان رسیدگی شود. ولی همانطور که می دانید با سرکوب و دستگیری فعالین و نمایندگان‌شان مواجه شده‌اند. از نظر شما جریان از چه قرار است و چرا به اینجا ختم شده است؟

داوود رفیعی کارگر حق طلب پارس خودرو که هشت سال است به اخراج از کار اعتراض میکند و هنوز هم جوابی نگرفته است، در مراجعه به دادسرای ناحیه ١٠ جیحون در تهران بدون هیچ حکم و احضاریه قبلی ٧٤ ضربه شلاق خورد. جرم رفیعی اعتراض به اخراج از کار خود، اعتراض به بی مسئولیتی وزارت کار و شخص وزیر کار وقت "علی ربیعی" بوده که اکنون سخنگونی دولت روحانی است. گویا در اعتراضاتی که رفیعی نسبت به اخراج از کار خود کرده است، پلاکاردی با شعار مرگ بر وزیر کار حمل کرده است.

این اولین بار نیست که جواب کارگر معترض به بی حقوقی و گرو گرفتن نان خود و خانواده اش جواب اعتراض به دزدی و چپاول دستمزد و دسترنج کارگر، شلاق و شکنجه و تهدید و بی حرمتی است. آری این عین عدالت سرمایه است. این عین عدالت و قانون رسمی دولت اعتدال و همه دولتهای تا کنونی حاکم بر ایران است. تهدید و ارعاب، شکنجه و اعدام، قطع نان و شکستن حرمت و کرامت کارگر معترض، عین قانون این جنگلستان است. جامعه ای که دزدان و ربایندگان دسترنج دیگران حاکم اند، جامعه ای که مشتی جلاد، دزد و قاتل و جانی با پول و سرمایه مردم ارتش و سپاه و دستگاه سرکوب ساخته اند، عدالتشان همین اندازه قد میکشد. این تنها راه آنها برای حفظ اقتدار خود است!

صد و سه سال از انقلاب اکتبر میگذرد، انقلابی که چهره دنیا را تغییر داد و بزرگترین تحول تاریخی صد سال گذشته به نفع طبقه کارگر و به نفع محرومین جهان را رقم زد. انقلابی که نور امیدی به پایان بردگی مزدی را در سراسر جهان شعله ور ساخت و هنوز هم آثار آن، امید به تکرار آن در میان کارگران و ترس از وقوع آن در میان حکام جهان را به برجستگی میتوان دید. انقلابی که علیرغم شکست آن، اما تا به امروز تلاش برای تکرار آن در صف اعتراض طبقه کارگر و کمونیستهای این طبقه حتی یک لحظه هم از حرکت باز نمانده است. انقلابی که پس از گذشت بیش از صد سال از آن، دوستان و دشمنان خود را همواره حفظ کرده است. انقلابی که شکست آن به همان اندازه سنگین بود و آوار این شکست بیش از همه بر دوش طبقه کارگر و انقلابیون انقلاب کمونیستی سنگینی کرد.

جدال کارگران هفت تپه با کارفرما و دولت و حامیان آنها، آینه تمام نمایی از ماهیت دولت جمهوری اسلامی، از ماهیت بورژوازی ایران به عنوان طبقه ای آگاه به مناقع طبقاتی خود، و بیان پیچیدگی های یک مبارزه و جدال طبقاتی میان آنها با کارگران هفت تپه است. خودآگاهی کارگران هفت تپه، پخته شدن آنها در این جدال، اتحاد و پیوستگی آنها و درک اهمیت و نیاز به این اتحاد در این جنگ، عروج رهبران و سخنگویان دلسوز و با اتوریته در دل این مبارزه، تلاش کارگران برای افشای حیله و نیرنگ و برنامه های کارفرما و دولت، تلاش برای جلب حمایت هم طبقه ای ها و صده ها مسئله دیگر، کارگران هفت تپه را نیز به اندازه صدسال از مبارزه در دوران آرام تر و غیر بحرانی تر، آموزش داده است و صاحب تجربه کرده است. نگاه به تاریخ مبارزات هفت تپه با همه فراز و نشیب های آن، با شکست ها و پیروزی ها، عقب نشینی ها و پیشروی ها، با بررسی همه زوایای این جنگ طبقاتی و خصوصا جدال رودررو و بی پرده چند سال اخیر، یکی از منابع با ارزش تاریخ مبارزه طبقاتی، تاریخ یک جدال واقعی در همه ابعاد آن در جنبش کارگری ایران است.