مقدمه: مدتها است که زمزمه اختلاف و کشمکش در حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان این حزب (کومه له) شنیده می شد. صف بندی و شکل گیری دو جناح در تشکیلاتهای مختلف این جریان، حتی قبل از بیان علنی مباحثات سیاسی از طرف کادر و اعضا رهبری این حزب و کومه له، در همه جا مشهود بود. فضای عمومی که در خارج از این حزب قابل مشاهده بود و مباحثات و جنگ و دعوایی علنی و نیمه علنی که در محافل مختلف طرح میشد، حاکی از یک شکاف بزرگ، مملو از بغض، عصبانیت، بی اعتمادی، کینه و فضای غیر سیاسی و ناسالم حاکم در نحوه برخورد به اختلافات و کشمکش ها در این جریان بود. انتقادات و اعتراضاتی چون دست بردن به تصفیه های تشکیلاتی، مهندسی کردن انتخابات کنگره ها و کنفرانسها، عدم کاندید شدن اعضای زیادی از کمیته مرکزی کومه له در انتخابات کنگره ١٧ این جریان، در اعتراض به این فضای غیر سیاسی و ناسالم، گرو گرفتن نان و دارو و امنیت عده ای در اردوگاه، شایعه پراکنی، پاپوش دوزی ها و پرونده سازی های اخلاقی و غیر سیاسی، که پیشتر بعنوان شایعه به گوش همه رسیده است، امروز دیگر در نوشته های کادر و اعضای این تشکیلات علنا بیان میشود.

بیش از یک ماه از شروع اعتصابات کارگری در مراکز نفت، گاز، پتروشیمی ها، برق و... میگذرد، اعتصاباتی که دوره ای جدید از جدال طبقه کارگر با حاکمیت را رقم میزند. این اعتصابات بخشهای مهمی از مراکز صنعتی و شاهرگ تولید و سود سرمایه و حیات بورژوازی ایران و حکومتش را در بر گرفته است و فشاری جدی در دوره ای حساس به جمهوری اسلامی و کارفرمایان وارد آورده است. در این اعتصابات کارگران در پالایشگاههای نفت و گاز و پتروشیمی در آبادان، اهواز، ماهشهر، قشم، کنگان، لامرد، دشت آزادگان، اصفهان، فازهای١٤، ٢٢ و ٢٤ پارس جنوبی و و تعداد زیادی از نیروگاههای برق و پتروشیمی ها ... را شامل شد. خواست و مطالبات کارگران در همه این مراکز حول افزایش دستمزدها، پرداخت منظم حقوقها، بهبود سرویسهای ایاب و ذهاب، بهبود بهداشت، امکانات خوابگاهی، بیمه و علیه شرکتهای پیمانکاری و... میباشد.

اعتصابات کارگران هفت تپه وارد شصتمین روز خود شد. اکنون دوماه است که پنج هزار کارگر هفت تپه همراه با خانواده های خود در مقابل کارفرما و دولت و مجلس و دستگاه سرکوب، در دفاع از ابتدایی ترین حقوق خود متحد ایستاده اند. در این مدت صدها نشست در میان حکام، مجلس، بیت رهبری، قوه قضائیه، دولت، مراکز پلیسی و اطلاعاتی و دستگاه های تبلیغاتی آنها، خانه کارگر و سران و نمایندگان جمهوری اسلامی در شوش و خوزستان صورت گرفته است تا بتوانند به این همبستگی و اتحاد پایان دهند و هفت تپه ای ها را به زانو درآورند. هفت تپه در این جدال پیروزمند و سربلند بیروان آمد! هفت تپه و اتحاد کارگران آن امروز سنگری مهم در مبارزه طبقه کارگر در ایران و بخش محروم جامعه در دفاع از حق زندگی و عدالتخواهی، علیه استثمار و بردگی در مقابل یک حاکمیت هار بورژوایی و تا دندان مسلح است.

این دوره شاهد تحرکات جدید دوجریان در میان نیروهای اپوزیسیون در طیف اولترا راست بودیم. دو جریان که علیرغم تفاوتها، تشابهات بسیاری با هم دارند و هر دو بر تارک دو پدیده، دو هویت کاذب، یکی هویت مذهبی و دیگری هویت قومی، امید بسته اند، هر دو مطیع هر دولتی هستند که دوستی و خلوصیت آنها را در پیشبرد امور خود در چهارچوب سیاست آنها را بپذیرد. هر دو به امید پدیده های سیاهی هستند که جامعه به ویرانی کشیده شود و به زعم آنها شرایط رشد و مشتری برای استفاده از آنها مهیا شود. هر دو به یک اندازه در سیاست ایران ویژه اند، به جایی و جنبشی واقعی وصل نیستند و هر دو به یک اندازه از اتحاد مردم محروم، از اتحاد کارگری بیزار و ضد کمونیست و ترقیخواهی اند. هر دو به یک اندازه فرصت طلب و تابع سیاست دیگران هستند. هر دو ظرفیت تخریب و تباهی جامعه را دارند و در این مسیر "امتحان پس داده اند".

مبارزات کارگران هفت تپه، داستان مقاومت و ایستادگی آنها، اتحاد و یکپارچگی آنها برای احقاق حقوق خود در مقابل کارفرمای هفت تپه و دولتهای حاکم بر ایران، چه در دوره های گذشته و چه امروز، بر کسی پوشیده نیست. امروز اگر هفت تپه مورد حمایت طبقه کارگر و مردم محروم در جامعه ایران است، نتیجه تلاشهای کارگران هفت تپه، درایت و هوشیاری شان، مقاومت و مساوات طلبی آنها است. هفت تپه بدرست همیشه خود را بخشی از طبقه کارگر ایران دانسته و از درد مشترک و ضرورت اتحاد این طبقه و مبارزه مشترک آن، در مقابل بورژوازی حاکم بر ایران سخن گفته است. همین حقایق باعث شده نه تنها طبقه کارگر ایران، بلکه و بعلاوه محرومین جامعه خود را حامی هفت تپه و رهبران و فعالین هفت تپه را سخنگوی خود و امیال کارگران هفت تپه را امیال و آرزوی خود بدانند. دستاوردهای تا کنونی کارگران هفت تپه خصوصا در سالهای اخیر، از آزاد کردن همکاران، نمایندگان و حامیان خود تا منتفی کردن پرونده های آنها، از وادار کردن قوه قضائیه و کل دستگاه حکومت در محاکمه اسد بیگی به جرم اختلاس و پولشویی تا اتکای آنها به مجامع عمومی کارگری، از جلب حمایت سایر مراکز تولیدی و بخشهای مختلف طبقه کارگر تا حمایت مردم شوش از اعتصابات کارگری، از عروج رهبران خوشنام تا خنثی کردن همه توطئه و دسیسه ها و...، همگی با اتکا به هوشیاری آنها و گم نکردن قطبنمای حرکت خود علیه استثمار و بردگی و در دفاع از منافع کارگری خود بوده است.