چاپ

پس از انتشار آلترناتیو «کنگره سراسری شوراهای مردمی» و «اصول پایه قانونی اساسی» پیشهادی حزب، سوالاتی از طرف فعالین سیاسی و کارگری در ایران بدست ما رسیده است که تلاش میکنیم در نشریه حکمتیست، «از حکمتیست میپرسند»، به این سوالات پاسخ دهیم.

حكمتیست: چرا در این دو سند روشن و با جسارت از حکومت کارگری، از لغو مالکیت خصوصی و برقراری سوسیالیسم حرف نزده اید؟ بعلاوه با این سند جایگاه حزب كمونیستی و نقش آن در گرفتن قدرت كجا قرار میگیرد؟ آیا این عقب نشینی از تز حزب كمونیستی باید قدرت را بگیرد نیست؟

خالد حاج محمدی: طبیعتا هر حزب سیاسی جدی باید سناریوهای متفاوت به قدرت رسیدن خود و طبقه و جنبش اش، موانع، امکانات و...  را در مقابل خود بگذارد و جوابها، راهها و سیاستهای مناسب و منطبق با این سناریوها را تعیینکند. ما به روشنی گفته ایم که ما برای انقلاب کارگری و برقراری سوسیالیسم در ایران مبارزه میکنیم. اما همزمان سناریوهای محتمل و سیاست ما در چنین سناریوهایی را در مقابل خود گذاشته ایم. مسئله خطر سناریو سیاه و یوگسلاویزه کردن ایران، خطر حمله نظامی امریکا، خطر قومی و مذهبی کردن مبارزه مردم و خون پاشیدن به انقلاب مردم، سناریوهای محتمل در سیر سرنگونی و ... همه احتمالاتی بوده که در شرایط  های مختلف حزب و جنبش ما واقع بینانه به آنها پرداخته و بنا به صفبندی سیاسی در جامعه و در میان نیروهای سیاسی، راه حل و سیاست خود را در قبال این سناریوها تعیین کرده است.

یک شاخص مهم ما در تعیین سیاست در هر دوره ای و بخصوص در شرایطی که طبقه کارگر و ما بعنوان حزب کمونیستی این طبقه هنوز از امکانات لازم برای انقلاب کارگری برخوردار نیستیم، این است که سیر سرنگونی چنان پیش برود كه طبقه كارگر و كمونیسم بهترین موقعیت و بیشترین نیرو و آمادگی برای انقلاب كارگری را پیدا كند.

سیاست و تلاش ما این است سرنگونی جمهوری اسلامی از راه یك قیام توده ای فوری به انقلابی کارگری برای ساقط كردن كل نظام كاپیتالیستی و استقرار حكومت كارگری متحقق شود. اما تلاش و آرزوی ما تا آنچه در عمل اتفاق خواهد افتاد متفاوت است. تحلیل و ارزیابی ما این است که به احتمال زیاد بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی وارد یك دوره پرتلاطم سیاسی خواهیم شد و بعید نیست سیر انقلاب و جدال برای پیروزی و یا شکست آن تازه شروع شود. به همین دلیل نقش كارگر و كمونیسم و سهم طبقه كارگر و محرومان جامعه در فردای سرنگونی به توان و قدرت متحد و دخالت كمونیستها از هم اكنون به عنوان نیروی دخیل و صاحب نفوذ بستگی دارد. باید نیروی این تحول را در اشكال مختلف از هم اكنون جمع كرد، متحد كرد و ظرفیت و امكان سازمان دادن كل جامعه را ایجاد كرد. در سیر سرنگونی جمهوری اسلامی قطعا اقشار مختلفی از مردم شركت خواهند كرد و طبقه كارگر را همراهی خواهند كرد. برای انقلاب كارگری و بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی طبقه كارگر بدرجه ای بخش زیادی از این نیرو را همراه نخواهد داشت. حزبی كه مدعی است این طبقه را نمایندگی میكند و جامعه را آزاد خواهد كرد، باید همه این مراحل را بشناسد، برایش جواب عملی بدهد و راه حل در مقابل جنبش خود و جامعه قرار دهد.

جامعه با سرنگونی جمهوری اسلامی در خلا باقی نمی ماند. این دوران بیشترین جدالهای سیاسی برای تعیین تكلیف جامعه انجام میگیرد و حتی ممكن است انواع جنگ و جدال را به جامعه تحمیل كنند تا امكان قدرت گیری طبقه کارگر و كمونیستها را ناممكن كنند و ما را شكست دهند. مهم این است ما، كمونیسم و كارگر نیروی قابل توجه و غیر قابل حذف باشیم و این بدون جهت و سیاست روشن و نقشه واقعی ممكن نیست. ما جواب به این پدیده را حداقل در شكل و نوع حكومتی خود "کنگره سراسری شوراهای مردمی" میدانیم. این آلترناتوی ما برای شرایطی است که طبقه کارگر و حزب ما بخشی از نیروهای سهیم در قدرت سیاسی هستند.

مسئله اعلام لغو كار مزدی كه در سند نیامده است دلیل بر روی گردانی از چیزی نیست. ما به عنوان كمونیستها برای جامعه ای سوسیالیستی مبارزه میكنیم و چنین جامعه ای در گرو خلع ید از بورژوازی و لغو مالكیت خصوصی و كار مزدی است. هرچند حتی قدرت گیری طبقه كارگر هنوز به معنی لغو فوری كار مزدی نیست. در شرایطی که طبقه کارگر یکی از نیروهای سهیم در قدرت است و سرنگونی توسط یک انقلاب کارگری متحقق نشده است، هنوز زیربنای اقتصادی جامعه، كار مزدی و شالوده جامعه بورژوایی پا برجا است. لغو کار مزدی، لغو مالکیت خصوصی و ... کار انقلاب کارگری و سوسیالیستی است. طرح این اهداف در شرایط و اوضاعی که گفتم تماما صورت مسئله، رابطه طبقه کارگر و سایر بخشهای جامعه و.... را تغییر میدهد. 

 ما در آلترناتیو خود تلاش کرده ایم شرایط پیشروی های بیشتر به سوی انقلاب کارگری را مهیا کنیم. سند مهمترین اقدامات رفاهی برای همه شهروندان و مجموعه اقدامات و قوانین پایه كه متضمن وسیعترین آزادی های سیاسی، بهداشت و درمان رایگان، رفع هر نوع تبعیض، لغو همه قوانین تبعیض آمیز، تامین امنیت جامعه و انحلال ارتش و دستگاه سركوب و مراكز اطلاعاتی و... را در دستور گذاشته است و اینها حداقل هایی است كه امنیت جامعه و رفاه عمومی و آزادی های وسیع سیاسی را تضمین میكند. لغو كار مزدی و پایان كامل آن مرحله ای بعدی تر است كه قاعدتا وجود خود دولت نیز رو به زوال میرود. مشكل بسیاری از فعالین چپ عموما و كمونیستها این است كه همه اینها را یكی میبینند، سرنگونی و انقلاب كارگری و استقرار جامعه بدون طبقه كمونیستی!!! اینها یكی نیستند. با تکرار احکام مارکسیستی بدون در نظر گرفتن شرایط و توازن قوای سیاسی و توان و قدرت طبقه کارگر و حزب آن در متحقق کردن این اهداف، با ساده كردن اینها در حقیقت امر تغییری ایجاد نمیشود جز اینكه از دادن جواب واقعی طفره رفته ایم و با تكرار باورهای خود و آرزوهای خود خیال خود را راحت كرده ایم. یک حزب سیاسی که خواهان تغییر شرایط و اوضاع به نفع طبقه خودش است باید همیشه اوضاع و توازن قوا را در نظر بگیرد. نمونه برنامه نپ، برنامه ای تمام بورژوایی، و عقب نشینی لنین در مقابل بورژوازی، پس از پیروزی انقلاب اکتبر، با هدف تحکیم قدرت سیاسی شوراها، نمونه بارزی از برخوردی مارکسیستی و کمونیستی به اوضاع و تلاش در مهیا کردن کسب قدرت یا حفظ قدرت است.  در دوره ای که قبل از تحول اقتصادی و لغو كار مزدی و پایان كامل جامعه طبقاتی، اقدامات سیاسی مانند كسب قدرت، مقابله و سركوب ارتجاع و رفع هر نوع مخاطرات علیه حاكمیت شوراها و... اولویت اصلی دارد.

همچنانكه كه گفتم مشكل این است كه در ذهنیت بسیاری از جریانات و فعالین سیاسی سرنگونی و انقلاب، سرنگونی و انقلاب كارگری، همگی یكی هستند و تصویری بسیار ساده از این دوران که گویا "جمهوری اسلامی سرنگون میشود و انقلاب پیروز و ما هم قدرت میگیریم" دارند. اینها بسیار ساده انگارانه و دلبخواهی و گذاشتن آرزوها جای واقعیت است. اگر این نیروها بتوانند رنگ این ساده انگاری خود را به طبقه کارگر و مبارزه آن بزنند، این طبقه را بدون آمادگی روبرو شدن با پیچیدگی های بعد از سرنگونی، بدون آمادگی برای مقابله و خنثی کردن سیاستها و توطئه های بورژوازی برای به شکست کشاندن انقلاب، بدون آمادگی برای دیدن تغییر صفبندی ها بعد از سرنگونی و ... وارد پروسه سرنگونی میکنند. نتیجه این ساده انگاری و عدم آمادگی طبقه کارگر و کمونیستها را در انقلاب ۵۷ دیدیم.

پروسه سرنگونی قطعا پیچیده است. ممكن است در هر تند پیچی از تحولات جامعه ایران از جمله با خیزشهای توده ای جمهوری اسلامی سرنگون شود و ما وارد یك دوره بسیار پیچیده سیاسی و حتی نظامی شویم. ممكن است در درون حاكمیت و فردا بدلایل مختلف و از جمله از ترس عروج و قدرتگیری كمونیستها با كودتایی از درون به عمر جمهوری اسلامی پایان دهند و جامعه را با پدیده های دیگری روبرو و دست به سركوب وسیع بزنند و ممكن است با یك قیام توده ای و با درجه ای بالا از آمادگی طبقه كارگر و كمونیستها جمهوری اسلامی سرنگون و كمونیستها یك پای جدی قدرت و یك نیروی بزرگ سازمانیافته شوند كه حذف آنها ناممكن شود، چیزی كه ما برایش تلاش میكنیم. سرنگونی جمهوری اسلامی به احتمال بالا همراه با شروع كشمكشهای سیاسی جدی بعد از سرنگونی باشد. قاعدتا هر نیروی جدی سیاسی باید در به شکست کشاندن انقلاب ۵۷ توسط بورژوازی درس گرفته باشد و با هوشیاری و چشمان باز بدون هیچ نوع خوشخیالی و به دور از آژیتاسیون های ظاهرا کمونیستی اما بی محتوا که باعث سلاخی کردن طبقه کارگر و مردم محروم در پروسه سرنگونی میشود، اوضاع را تحلیل کند، بسنجد و خود و طبقه اش را برای آن آماده کند.

با این توضیحات قاعدتا باید روشن باشد که "حزب و قدرت سیاسی" در این سند نه از هیچ تز ماركسیستی جریان ما و از جمله جایگاه حزب در گرفتن قدرت و نه از هیچ اصول پایه ای ما نه تنها عدول نشده است كه بعلاوه معنای عملی پیشروی كمونیسم و حزب و جنبش ما در جامعه و در این دوره و در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی و بعد از آن شفاف و روشن بیان شده است.

حزب ما، بعنوان یک حزب کمونیستی و کارگری، نیازی به اثبات کموینست بودن خود و نمایندگی استقلال طبقاتی طبقه کارگر ندارد. حزب ما چنین بدهكاری را به هیچ كس و جنبشی ندارد تا در هر كلمه و بحث و طرح هر سند و راهكاری، قسم بخورد كه كه خواهان حكومت كارگری یا کسب قدرت سیاسی است. اعلام وفاداری به حكومت كارگری با تكرار و قسم خوردن به آن خصلت جریانات غیر کارگری و غیر کمونیستی است كه برای پوشاندن هویت غیر کارگری و غیر کمونیستی خود طوطی وار و مداوما احکام عمومی مارکسیستی را بدون کمترین محتوایی تکرار میکنند و به آن قسم میخورند. این خصلت ما و هیچ جریان كمونیستی پا رو زمینی نیست. این حزب برای بسرانجام رساندن انقلاب كارگری تشكیل شده است و تاریخی از جنگ و جدال با بورژوازی ایران، با جمهوری اسلامی و با طیف وسیعی از نیروها و احزاب بورژوایی از راست ترین تا چپ و "سوسیالیستهای" بورژوایی را پشت سر دارد. اما دنیای سیاست و جدال طبقاتی در جوامع بشری از كانال شعارها و اعلام وفاداری ها و قسم خوردن های هر روزه و اعلام خلوص نیت به آرمانهای خود به شكل مذهبی پیش نمیرود.

یك هدف اصلی ما در تهیه چنین سندی، برافراشتن پرچمی سیاسی و روشن به جنبش خود و بیان چهارچوبه ای از شكل و آلترناتیو حكومتی ما و آمادگی طبقه کارگر برای ورود به دوره متلاطم جایگزینی جمهوری اسلامی است. اگر جریانات راست در حمایت انواع محافل و دولتهای بورژوایی به كمك رسانه های مختلف و پول و امكانات فراوان قول حاكمیت پارلمانی و حاكمیتهای ملی به نیابت از مردم را میدهند و دیكتاتوری بورژواها را در بسته بندی دمكراسی و حكومتهای مردمی تحویل مردم میدهند، جواب عملی به اعمال اراده و دخالت مستقیم كارگران و اقشار محروم جامعه در سرنوشت خود كدام است و راه پیروزی جنبش ما چیست؟ حاكمیت شوراهای مردمی جواب ما به نوع اعمال اراده مردم انقلاب كرده و دخالت آنها در سرنوشت جامعه و در حاكمیت بعد از جمهوری اسلامی از زوایه منافع عمومی طبقه كارگر است. میخواهیم از هم اكنون طبقه كارگر و محرومین جامعه، همه انقلابیون و آزادیخواهان در ایران، چهارچوب عمومی این آلترناتیو و قوانین اولیه و پایه ای آن (اصول پایه قانون اساسی پیشنهادی حزب به كنگره موسس حكومت آتی) كه متضمن وسیعترین آزادی های سیاسی و رفاه عمومی و امنیت جامعه است و متضمن پیروزی جنبش ماست را دیده و با چشمان باز و آگاه انتخاب كنند، حول آن متحد شوند و آگاهانه وارد این دوره پرتحول شوند. میخواهیم نیروی ذینفع در چنین تحولی را حول این پرچم و مفاد آن و حول شكل حكومتی مد نظر خود جمع كنیم و سازمان دهیم. ما میخواهیم از هم اكنون این آمادگی را در صف وسیع كارگران و اقشار محروم جامعه ایجاد كنیم و توجه همه رهبران و فعالین كمونیست طبقه كارگر و جنبشهای آزادیخواهانه به این امر مهم را جلب كنیم و با این افق و حول چنین شكل حكومتی متحد كنیم. ما بارها تاكید كرده ایم كه این سند برای جامعه و برای صف وسیع و دهها میلیونی كارگر و زن و جوان و اقشار فرودست ایران است. این راه حل پاسخ اجتماعی جنبشی معین و حزب ما و كمونیسم در ایران است به شرایط كنونی و راه پیروزی این جنبش، راه پیروزی طبقه كارگر و مردم آزادیخواه در پروسه سرنگونی و در فردای آن.

اینكه جایگاه حزب كجا است و آیا این كمرنگ شدن تز "حزب و قدرت" نیست؟ به نطر من بر خلاف این تصور این عین ایفای نقش حزب و راه آن و احساس مسئولیت بالای یك حزب سیاسی در قبال این دوره است.

گرفتن قدرت یك پدیده است و اداره جامعه و شكل حكومتی آن پدیده دیگر. اینكه قدرت را حزب باید بگیرد برای هر انسان جدی سیاسی این سوال را مطرح میكند كه مكانیسم تبدیل حزب كمونیستی به حزبی كه ظرفیت چنین كار و توان و قدرت آنرا پیدا كند، چیست؟ ما منشور سرنگونی جمهوری اسلامی، درك خود از انقلاب و نوع انقلاب ما و .... را  و امروز شكل حكومتی مد نظر ما و اهمیت دخالت دادن مردم در سرنوشت خود و جامعه را در قالب حاكمیت شورها و اصول پایه آنرا از همین زوایه طرح كرده ایم و برایش میكوشیم. ما در تمام این پروسه بر ساختن حزب توده ای و سیاسی تاكید كرده و امروز هم بخشی از تلاش ما است. بهر صورت حزب را باید برای چنین دوره ای آماده كرد و اما اداره جامعه و شكل حكومتی را دیگر نمیتوانید حزبی اعلام كرد.

ما پرچمی را در جامعه بلند كرده ایم تا قبل از هر چیز صف انقلابیون انقلاب كمونیستی را حول آن متشكل كنیم و كمونیستهای جامعه را برای ایفای نقش به عنوان لایق ترین رهبران صاحب صلاحیت اداره جامعه از هم كنون آماده كنیم. به این اعتبار مخاطب سند یا اسنادی كه داده ایم و پلاتفرم ما صرفا حزب و فعالین حزب حكمتیست(خط رسمی) به تنهایی نیست، بلكه دهها هزار فعال كمونیست و رهبر عملی در جنبش كارگری، در میان جنبش حق زن، در میان معلم و پرستار و نسل جوان در مراكز تحصیلی و... است. ما میخواهیم كل این صف تصویری از آنچه میخواهد نه تنها داشته باشد كه با احساس مسئولیت بالا و مستقل از هر نوع رابطه ای و بود و نبود هر میزان فاصله با ما، با یك افق روشن و پرچم سیاسی شفاف و چشمان باز وارد این دوران شویم تا جنبش كارگری كمونیستی در فردای سرنگونی سرش بی كلاه نماند.

امری مسلم است، طبقه کارگر و کمونیستها مانند هر طبقه و جنبش دیگری حزب سیاسی درست میكنند كه قدرت را بگیرند. حزب كمونیستی كه گرفتن قدرت و تلاش برای آن در راس كارش نباشد، معلوم نیست چرا ساخته شده است. چنین سازمانی قطعا هرچیزی هست جز یک حزب سیاسی! بی تردید هر حزب جدی سیاسی تلاش میكند با رفتن جمهوری اسلامی قدرت را بگیرد. اعلام "کنگره سراسری شوراهای مردمی" سندی در مورد نحوه کسب قدرت ما نیست. این آلترناتیو حكومتی و شكل اداره جامعه، نحوه تضمین دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خود در صورت گرفتن قدرت توسط او است كه به جامعه اعلام كرده ایم. تمام تلاش چندین ده ساله ما و هزاران كمونیست این است كه نیروی خود و حزب خود را چنان قومی و قدرتمند و معتبر و قابل دسترس كنیم كه به نیروی قابل اتكا و انتخاب و به نیروی جدی در مركز سیاست ایران تبدیل شود، بتواند نیرو جمع كند، نیرو جابجا كند و در سیر تحولات چه در پروسه سرنگونی و چه بعد از آن مهر كمونیسم و كارگر را به آن بكوبد.

لذا بحث رویگردانی از تلاش حزب كمونیستی برا گرفتن قدرت نیست. اما اداره جامعه و شكل حاكمیت، اعمال حاكمیت حزب نیست. حزب ما یا هر حزب كمونیستی با گرفتن قدرت باید شكل حكومتی جامعه و نحوه اعمال اراده مستقیم مردم را در مقابل جامعه قرار دهد و پیش ببرد. این شكل حكومتی برای ما كمونیستها حكومت شوراها است.

فكر میكنم برداشتی نادقیق از بحث حزب و قدرت سیاسی منصور حكمت وجود دارد كه بخشا در سوال هم مشاهده میشود و آن اینكه حزب قدر میگیرد تناقضی با حاكمیت شورایی دارد و عملا دو فاض یعنی نفس گرفتن قدرت و بعد از گرفتن قدرت با هم قاطی میشود. در این زمینه بحثهای مهمی از خود حكمت موجود است كه امكان ارجاع به همه اینها نیست. من تنها و از آن جهت كه به بحث منصور حكمت در سوال ارجاع داده میشود نقل قولی از خود منصور حكمت كه در جواب به سوال كیومرث نویدی در مورد كسب قدرت و تجربه بلشویكها و مشخصا برخورد لنین  و ساندنیستها است میگوید:

"بين مکانيسم ها و پروسه هائى که در يک کشور تعيين تکليف مى کنند و ساختارهاى دائمى و روتين تعيين مقامات و شخصيتهاى گرداننده يک جامعه فرق هست: در سيستم ما، اصلا قدرت به دست احزاب نمى افتد. اصلا قرار نيست احزاب کابينه تشکيل بدهند در سيستم ما شورا تشکيل مى شوند و احزاب مى توانند بروند در اين انتخابات تاثير بگذارند. قرار نيست که حزب کمونيست کارگرى، ٥ سال بعد از انقلاب دولت را تشکيل داده باشد. دولت، دولت شوراها و نهادهاى منتخب مردم خواهند بود."

در روسیه بلشویکها نهایتا قدرت را گرفتند. اما و بعد از یك دوره كه به درجه ای احساس كردند بر ارتجاع محلی و بین المللی فائق آمده اند، همه قدرت بدست شوراها را طرح كردند. نكته اینجاست ما تلاش میكنیم به هر میزان در توان داریم در این دوره و در دل تحولات انقلابی آتی، نه تنها در میان طبقه كارگر بلكه و بعلاوه در محلات و در شهرها شوراها شكل بگیرند. اما اگر حكومت سرنگون شد و شورایی در این ابعاد هنوز شكل نگرفته باشد، حزبی كه در چنین موقعیتی باشد و این درجه از نفوذ و نیرو داشته باشد یك ثانیه هم نباید تاخیر كند كه قدرت را بگیرد. ما در این تردید نداریم و برای این حزب ساخته ایم، برای این هر روزه كارگر و كمونیستها را خطاب قرار میدهیم و توجه آنها را به حساسیت اوضاع جلب میكنیم. محتملا جمهوری اسلامی سرنگون میشود و تازه پروسه شكل گیری شوراها در شهرها و محلات شروع میشوند و اما جامعه كه منتظر نمیشود و هزاران برنامه و نقشه توسط احزاب بورژوایی و ارتجاع محلی و بین المللی روز خود و برای مقابله با قدرتگیری كمونیستها راه می افتد. لذا قدرت گیری كمونیستها و حزب كمونیستی قرار نیست منتظر پیوستن همه كارگران و شكل گیری همه نهادها و تشكلات كارگری و توده ای و شوراهای مردمی شوند. شكل گیری این نهادها به هر میزان بیشتر پیش رفته باشد، تضمین پیروزی كمونیستها و انقلاب مد نظر ما یعنی انقلاب سوسیالیستی بیشتر است. لذا و همچنانكه گفتم حزب كمونیستی و نقش این حزب كلیدی است و بدون آن نه تنها گرفتن قدرت كه نزدیك شدن به آن هم، یك توهم بزرگ است.

۱۸ نوامبر ۲۰۲۱